فصل ششم امر آمر با علم او به انتفاء شرط امر
فصل اوّل در رابطه با مادّهء امر بود كه مشتمل بر چهار مبحث بود .
فصل دوّم در مورد هيئت امر يا صيغهء افعل بود كه داراى نه مبحث بود .
فصل سوّم دربارهء مبحث مهم اجزاء بود .
فصل چهارم در مورد مبحث مهم مقدّمهء واجب بود كه طولانىترين بحث بود .
فصل پنجم مربوط به مبحث مهم ضد بود .
و اينك فصل ششم در اينباره است كه آيا امر آمر با علم به انتفاء شرط امر جايز است يا خير ؟ مقدّمه - شرايط دو دسته مىباشند :
1 - شروط مأمور به از قبيل : اراده كردن كه شرط اتيان به هر مأموربهاى است و طهارت و استقبال كه شرط صحّت نماز مىباشند و . . . اينگونه شرائط مورد بحث نيست زيرا و لو مولى يقين داشته باشد كه بسيارى از انسانها اراده نمىكنند ، نماز نمىخوانند و واجبات را انجام نمىدهند معذلك امر كردن از مولى صحيح و بايسته و براى اتمام حجّت است .
« لِيَهْلِكَ مَنْ هَلَكَ عَنْ بَيِّنَةٍ وَ يَحْيى مَنْ حَيَّ عَنْ بَيِّنَةٍ
« 1 » و
لِئَلَّا يَكُونَ لِلنَّاسِ عَلَى اللَّهِ حُجَّةٌ بَعْدَ الرُّسُلِ »
« 2 »
2 - شروط امر و تكليف از قبيل : حيات ، قدرت و . . . كه عمدهء بحث در مورد قدرت است .
اين بخش چهار فرض پيدا مىكند :
هامش
( 1 ) - سوره انفال ، آيه 42 .
( 2 ) - سورهء نساء ، آيه 165 .