1 - آيهء مسارعت . 2 - آيهء استباق .
1 - آيات مسارعت : قرآن مىفرمايد :
« وَ سارِعُوا إِلى مَغْفِرَةٍ مِنْ رَبِّكُمْ »
« 1 » وجه استدلال كلمهء « سارعوا » فعل امر است و قبلا ثابت شد كه امر ظهور در وجوب دارد . پس سارعوا اى يجب المسارعة . و كلمهء « مغفرت » به معناى آمرزش است و آمرزيدن فعل اللّه است و مسارعت عبد به فعل خداوند معنى ندارد . پس بايد چيزى در تقدير باشد يعنى اسباب و عوامل مغفرت و آمرزش ، به آنچه از اعمال كه سبب آمرزش الهى مىگردد ، سرعت بگيريد و به سوى آنها بشتابيد . سبب مغفرت عبارتست از : توبه از گناهان گذشته ، انجام واجبات و مستحبّات و ترك محرمات و . . . پس فعل مأمور به يكى از علل آمرزش الهى است . آنگاه استدلال به قرار ذيل است :
مقدمهء اوّل : يجب المسارعة الى اسباب المغفرة .
مقدمهء دوّم : و فعل المأمور به من اسباب المغفرة .
نتيجه : فيجب المسارعة الى فعل المأمور به ، و معناى فوريّت جز اين نيست .
2 - آيات استباق : قوله تعالى :
« فَاسْتَبِقُوا الْخَيْراتِ » *
« 2 » . وجه استدلال ، « استبقوا » فعل امر است و ظهور در وجوب دارد . اى يجب الاستباق . و كلمهء « الخيرات » جمع با الف و لام و مفيد عموم است و هريك از واجب و مستحب را شامل است . پس از جملهء خيرات فعل مأمور به است . آنگاه اصل استدلال اين است .
مقدمهء اوّل : يجب الاستباق الى الخيرات .
مقدمهء دوّم : و فعل المأمور به من الخيرات .
نتيجه : فيجب الاستباق الى فعل المأمور به و معناى فوريّت جز اين نيست كه بايد بشتابيد و نبايد معطّل كنيد ، و در اولين فرصت ممكن آن را انجام دهيد .
قوله : و فيه منع : مرحوم آخوند از اين آيات به سه بيان جواب مىدهند :
جواب اوّل : در اين آيات امر دالّ بر وجوب نيست زيرا اگر مساعدت و استباق واجب بود ، و لازمهاش آن بود كه ترك آن دو ترك واجب باشد . و اگر ترك واجب شد لازمهاش اين
هامش
( 1 ) - سوره آل عمران ، آيهء 133 .
( 2 ) - سورهء بقره ، آيهء 148 ؛ و سورهء مائده ، آيهء 48 .