مكلّف واجب مىگردد ؟ در مجموع از عبارت مرحوم آخوند استفاده مىشود كه : با چهار شرط مقدّمهء وجودى واجب به وجوب فعلى مىشود .
شرط اوّل : شرط به فعليّت رسيدن وجوب مقدّمه عبارتست از : فعلى شدن وجوب ذى المقدّمه يعنى اگر وجوب ذى المقدّمه فعلى باشد ، وجوب مقدّمهء وجودى فعلى خواهد بود ، و گرنه وجوب مقدّمه هم فعلى نخواهد بود .
دليل اين شرط : وجوب مقدّمه تابع و معلول وجوب ذى المقدّمه و برگرفته از آن است و واضح است كه تا علّت و متبوع و اصل نباشد ، معلول و تابع و فرع هم نخواهد بود و محال است كه باشد ؛ زيرا تخلّف معلول از علّت و تقدّم معلول بر علّت محال است .
اين همان مطلبى است كه به صورت قاعدهء كلى مطرح مىشود كه وجوب مقدّمه ، تابع وجوب ذى المقدّمه است ؛ هم از حيث اطلاق و اشتراط كه قبلا در پايان واجب مطلق و مشروط بيان شد و هم از حيث قوّه و فعل كه اينجا بيان مىشود ، يعنى اگر وجوب ذى المقدّمه بالقوّه باشد ، وجوب مقدّمه نيز بالقوّه است و اگر وجوب ذى المقدّمه بالفعل باشد وجوب مقدّمه نيز بالفعل است . ( مرحوم آخوند اين به دليل متعرّض نشدهاند . )
راههاى فعليّت وجوب واجب و ذى المقدّمه
الف ) چون ذى المقدّمه واجب مطلق منجّز است ، وجوبش فعلى است . مثل نماز پس از دخول وقت .
ب ) چون ذى المقدّمه واجب مطلق معلّق است ، وجوبش فعلى است و لو واجب استقبالى باشد . ( قول صاحب فصول )
ج ) چون ذى المقدّمه واجب مشروط به نحو شرط متأخر است ، وجوبش فعلى است .
( مختار مرحوم آخوند )
د : چون ذى المقدّمه واجب مشروطى است كه شرطش مربوط به مادّه است ، وجوبش فعلى است . ( مختار شيخ اعظم )
حال مهم اصل فعليّت وجوب ذى المقدّمه است كه شرط وجوب فعلى مقدّمه مىباشد و نحوه فعلى بودن مهم نيست .
شرح كفاية الأصول (فارسى) — صفحة 147
مساهمون: على محمدى خراسانى
ص١٤٧