مقدمهء پنجم تبعيت دلالت از اراده
امر پنجم از امورى كه در مقدمه كتاب مطرح است باز به وضع و استعمال مربوط است :
آيا الفاظ و كلمات ( زيد ، انسان و . . . ) براى معانى خودشان بما هى يعنى ذوات معانى ، ( معانى بنفسها ، بدون پسوند و قيد زائدى ) وضع شدهاند ؟ يا براى معانى بما هى مرادة و به عنوان اينكه مراد متكلماند و به قيد مراد بودن و اراده شدن ) وضع شدهاند ؟ مثلا آيا واضع ، كلمهء انسان را براى خود حيوان ناطق قرار داده است يا براى حيوان ناطقى كه مراد است ؟
در اينجا دو مقدمه مطرح مىشود :
الف ) ارادهاى كه در اينجا مطرح است ، منظور ارادهء لافظين و متكلمين و مستعملين است و كسانى كه اراده را در معنى دخالت مىدهند منظورشان اين است كه واضع از روز اوّل و در مقام وضع ، ارادههاى مستعملين را در نظر گرفته است و سپس لفظ را براى معنا با قيد و خصوصيت مراد بودن وضع كرده است .
ب ) واژهء اراده مثل هر واژهء معنادار ديگر دو قسم است :
1 - ارادهء مفهومى يا به حمل اولى ذاتى : يعنى مفهوم و معنائى كه كتاب لغت براى لفظ اراده ذكر مىكند ( قصد ، عزم ، تصميم و . . . ) و يا تعريفى كه دانشمندان علم كلام ( به مناسبت بحث از ارادهء الهى ) و فلسفه ( در بحث كيفيات نفسانيه ) و . . . ذكر مىكنند ، و ماهوى اراده را بيان مىكنند .
2 - ارادهء مصداقى يا به حمل شايع صناعى : يعنى مصاديق خارجيهء اراده كه قائم به نفس اشخاص مريد و از صفات نفس آنها است مثلا زيد اراده مىكند و تحصيل علم مىكند ، بكر