پرش به محتوای اصلی

شرح رسائل (فارسى) — صفحه 387

پدیدآورندگان:

ص۳۸۷
تازه مىخواهد حادث شود . حال در تمامى اين آثار عقلاء عالم عملا بنا را بر حيات زيد گذاشته و كليه اين آثار را مترتب مىكنند و فرقى ميان آثار موجوده و معدومه هم نمىگذارند . قوله : ثم إنّه : تا اينجا نظريهء مشهور و مرحوم شيخ در باب تقديم سببى و مسببى بيان شد . و امّا نظريهء دوّم در مسئله : هيچ‌كدام از دو استصحاب سببى و مسببى بر يكديگر مقدم نيستند بلكه هر دو جارى مىشوند و با يكديگر تعارض كرده و تساقط مىكنند و به اصل ثالث مراجعه مىشود . طرفداران اين نظريه جناب شيخ طوسى و محقق اول و علّامه فى بعض اقواله و گروهى از متأخر المتأخرين هستند [ تا محقق اول را قدما از محقق تا علامه را متأخرين و از علامه به بعد را متأخر المتأخرين گويند ] نقل شواهدى از كلمات اين بزرگان : الف : جناب شيخ طوسى در كتاب مبسوط در رابطه با عبدى كه غايب شده و فعلا نمىدانيم زنده است يا مرده ؟ فتوا داده به اينكه زكات فطرهء او بر مولايش واجب نيست . جناب محقق اول در كتاب معتبر همين نظريه را پسنديده و از ادلّه مخالفين جواب داده : بطور كلى مخالفين يعنى طرفداران وجوب فطريه عبد غايب بر مولى براى اثبات وجوب دو دليل آورده‌اند : 1 - استصحاب مىكنيم بقاء و حيات عبد را و نتيجه مىگيريم وجوب فطريه او را بر مولى محقق جواب داده به اينكه : اصالة البقاء با اصالة عدم الوجوب معارض است چون قبل از شب عيد فطر كه فطريه واجب نبود حالا شك در وجوب مىكنيم جاى استصحاب عدم وجوب است حال با