ب : آنجا كه شك داراى حالت سابقهء يقينى بوده و اين حالت عند الحكم هم ملاحظه شده كه اين قسم مجراى اصالة الاستصحاب است .
و بحث ما در رابطه با همين اصل مىباشد و قبل از هر مطلبى با معناى كلمهء استصحاب در لغت و اصطلاح آشنا مىشويم :
معناى لغوى استصحاب :
كلمهء استصحاب مصدر باب استفعال است و به نصّ بسيارى از اهل لغت بهمعناى اخذ الشّيء مصاحبا آمده يعنى كسى يا چيزى را به عنوان مصاحب و همراه گرفتن .
فى المثل مىخواهيد مسافرت برويد رفيقتان را نيز همراه مىبريد تا همصحبت باشيد در اينجا عرب مىگويد : استصحبت هذا الشخص اى اخذته مصاحبا در مورد اشياء و جمادات همچنين است .
و در استعمالات فقها نيز كلمهء استصحاب به همين معناى لغوى به كار رفته .
مثلا در كتاب صلاة مىگويند : استصحاب اجزاء حيوانات حرام گوشت در نماز مبطل است منظور از استصحاب يعنى اخذ اين اجزاء را به عنوان مصاحب و همراه در حال صلاة مثل پوشيدن آن و . . . معناى اصطلاحى استصحاب :
در اصطلاح اصوليّين كلمهء استصحاب به گونههاى مختلفى تعريف شده .
مرحوم شيخ به هفت تعريف اشاره مىكنند كه از ميان آنها دو تعريف قابل دقت است و باقى تعاريف به نحوى يا به اوّلى و يا به دوّمى برمىگردد .
و آن دو تعريف يكى مختار خود شيخ است و ديگرى مختار ميرزاى قمى .
امّا تعريف اوّل كه عند الشيخ ره اسدّ و اخصر [ مستحكمتر و مختصرتر ] تعاريف مىباشد اينست كه بگوئيم :
( الاستصحاب ابقاء ما كان ) در اين تعريف نكات فراوانى هست كه به سه نكته اشاره مىكنيم :
شرح رسائل (فارسى) — صفحة 6
مساهمون: على محمدى خراسانى
ص٦