بخواهيم استصحاب كنيم بايد حكم الآن را به زمانهاى گذشته بكشانيم و سرايت دهيم كه از اين قسم به استصحاب قهقرى تعبير مىشود .
فى المثل بعد از اسلام و در عرف مسلمان صيغهء افعل ظهور در وجوب دارد ولى قبل از اسلام و در ميان عرب جاهلى و اصل لغت عرب وضع صيغهء افعل مشكوك است كه آيا از اوّل امر حقيقت در وجوب بوده يا اينكه اوّل معناى ديگرى داشته سپس از آن معنى نقل داده شده و در عرف و مسلمين حقيقت در وجوب شده ؟ اينجا استصحاب كردن يعنى حكم فعلى را به سابق كشاندن .
پس تا اينجا تفاوت استصحاب مصطلح با استصحاب قهقرى هم روشن شد كه در مصطلح يقين سابق و شك لاحق و در قهقرى بالعكس است آنگاه استصحاب قهقرى حجيت ندارد چون سيأتى كه مشمول اخبار لا تنقض نيست و علاوه بر آن دليل ديگر هم نداريم .
قوله : ثمّ المعتبر :
مطلب قابل توجه اينكه : هريك از يقين سابق و شك لاحق دو گونه است :
1 - يقين و شك فعلى .
2 - يقين و شك تقديرى .
يقين و شك فعلى در مواردى است كه مكلّف به وضع خويش ملتفت شده و بالفعل در خارج برايش يقين سابق به اصل وجود و شك لاحق در بقاء پيدا شده است و فرضى در كار نيست يقين و شك تقديرى در موردى است كه شخص بالفعل متوجه وضعيت خود نشد [ تا ببيند شك در بقاء دارد يا نه ] چون غافل بود ولى بگونهاى است كه اگر به حال خويش متوجّه مىشد حتما براى او شك در بقاء پيدا مىشد [ بعدا در قالب مثال روشنتر خواهد شد ] .
حال يقين و شك اگر فعلى باشند حتما استصحاب در آنجا جارى است .
انّما الكلام در موردى است كه شك ما تقديرى باشد :
شرح رسائل (فارسى) — صفحة 33
مساهمون: على محمدى خراسانى
ص٣٣