بجا آورد و نيّت خصوص وجوب يا استحباب هم كه نامش قصد الوجه است عند المتأخرين معتبر نيست .
2 - و گاهى دوران ميان وجوب و غير استحباب از احكام است يعنى وجوب و اباحه ، وجوب و كراهت ، وجوب و استحباب و اباحه و . . .
در اينجا هم مىتوانيم بگوئيم : الاحتياط حسن و راجع يا خير ؟
دو قول است .
و قبل از بيان آن دو مقدّمهاى را مىآوريم : در باب عبادات اين بحث مطرح است كه آيا عباديت يك عمل و قصد قربت به آن متوقّف است بر اينكه امرى بدان تعلّق گرفته باشد و ما هم عمل را به داعى امتثال همان امر انجام دهيم تا عمل عباديّت پيدا كند و مقرب باشد و يا احراز مطلوبيّت ذاتيّه عمل عند المولى كافى است براى اتيان به قصد قربت اگرچه امر فعلى به آن نباشد و يا از اين هم بالاتر به مجرّد احتمال مطلوبيّت كه شايد فعل آن مطلوب و ترك آن مبغوض باشد مىتوانيم آن عمل را بداعى قصد قربت بجا آوريم .
منتهى در اوّلى و دوّمى قصد قربت جزمى است و در سوّمى به عنوان احتياط و احتمال است ؟
جماعتى طرفدار قول اوّل هستند و گروهى طرفدار قول دوّم هستند و گروهى از اين هم تعميم داده و طرفدار قول ثالث هستند .
با حفظ اين مقدّمه : آيا در اينجاها هم حسن احتياط جريان دارد يا نه ؟
مرحوم شيخ انصارى دو نظريه دارند :
1 - نظريّه ابتدائى .
2 - نظريّه نهائى .
امّا نظريه ابتدائى كه مبتنى بر مبناى اوّل از سه مبناى مقدمه است
شرح رسائل (فارسى) — صفحة 91
مساهمون: على محمدى خراسانى
ص٩١