مبحث آيهء نبأ را بايد بست .
2 - ( آيهء نفر )
دومين آيهاى كه براى حجيت خبر واحد بدان استدلال شده آيهء شريفهء نفر است ، خداوند در سورهء توبه آيهء 123 فرموده :
« وَ ما كانَ الْمُؤْمِنُونَ لِيَنْفِرُوا كَافَّةً فَلَوْ لا نَفَرَ مِنْ كُلِّ فِرْقَةٍ مِنْهُمْ طائِفَةٌ لِيَتَفَقَّهُوا فِي الدِّينِ وَ لِيُنْذِرُوا قَوْمَهُمْ إِذا رَجَعُوا إِلَيْهِمْ لَعَلَّهُمْ يَحْذَرُونَ » .
[ براى همهء مؤمنان امكان ندارد كه از اطراف و اكناف عالم رخت سفر بربسته و بسوى مدينه كوچ كنند و احكام دينشان را مستقيما از زبان پيامبر ( ص ) بشنوند امّا راه ديگرى وجود دارد و آن اينكه از هر فرقه و قومى گروه و طائفهاى به نمايندگى از آنان كوچه نموده و به مدينه روند و در آنجا در محضر رسول خدا ( ص ) دستورات دينى را آموخته و فقيه در دين شوند و سپس به ميان قوم خويش برگشته ، آنان را انذار كنند تا شايد آنان بر حذر شوند ] .
كيفيت استدلال : آيهء نفر دلالت مىكند بر اينكه وقتى منذرين آمدند و قوم را انذار كردند بر قوم واجب است كه بترسند و برحذر باشند و وجوب حذر همان لزوم قبول قول منذر و متابعت از آنها و ترتيب اثر دادن به سخن آنها است يعنى قول منذرين در حق قوم حجت است آنگاه آيهء شريفه مقيد نفرموده به اينكه : انذار بايد در حدّى باشد كه يقينآور باشد تا به درد ما نحن فيه نخورد بلكه از اين حيث اطلاق داشته و شامل مىشود موردى را كه انذار در حدّ تواتر باشد كه يقينآور است و هم موردى را كه انذار به صورت خبر واحد مع القرينه باشد و هم موردى را كه انذار به صورت خبر واحد بلا قرينه باشد در هر سه صورت دلالت دارد بر اينكه انذار واجب است و حذر هم واجب است