جواب دوّم : برفرض ما بپذيريم كه : كلّ حكم بلّغه الحجة فهو واجب الاطاعة و كلّ حكم لم يبلغه الحجة فهو ليس بمنجز و ليس بواجب الاطاعة خواهيم گفت كه ما از طريق قطع عقلى صدور از حجّت و وساطت حجّت در تبليغ را براى شما درست مىكنيم بيان ذلك :
ما يك كبراى كلى داريم كه : ما من واقعة مما يبتلى به الناس الا و قد صدر حكمه عن الشارع و الحجة يعنى هيچ عمل مورد ابتلائى نيست مگر آنكه حكم آن عمل از معصوم ( ع ) صادر شده است از قبيل ردّ امانت ، خيانت در امانت و . . . دليل ما بر اين كبراى كلى عبارتست از :
1 - سيرهء شارع به اين بيان كه وقتى حجت ( ع ) به جزئىترين مسائل آنهمه اهتمام ورزيده و مسائلى را كه كمتر مورد ابتلاء مردم است بيان نموده بطريق اولى مسائل كلّى و مهم و عام البلوى را بيان نموده و مردم را از اين ناحيه در حيرت نگذاشته و به سكوت نگذاشته و لو آن ما صدر عن المعصوم بدست ما نرسيده اين علم اجمالى به صدور را ما از مذاق شارع بدست آوردهايم .
2 - روايت مىگويد : رسول خدا ( ص ) در حجة الوداع فرمود :
معاشر الناس ما من شىء يقربكم الى الجنة و يباعدكم عن النار الا امرتكم به
و ما من شىء يقربكم الى النار و يباعدكم عن الجنة الا نهيتكم عنه
يعنى من همهء واجبات و محرمات را براى شما بيان نمودم البته همه مىدانيم كه عمر شريف رسول خدا ( ص ) وفا نكرد به اينكه خود او شخصا همهء جزئيات را بيان كند ولى حديث ثقلين گواهى مىدهد كه ساير احكام را حواله داد به ائمه ( ع ) تا آنها بيان كنند و آنها هم با تمام تلاش به مقدار ميسور بيان كردند پس از اين روايت استفاده مىشود كه حكم همهء واجبات و محرمات صادر شده
شرح رسائل (فارسى) — صفحة 76
مساهمون: على محمدى خراسانى
ص٧٦