بلكه فقط بايد احكام شرعيه را از آيات و روايات و كلمات معصومين ( ع ) بدست آوريم بدليل اينكه احكام اللّه توقيفى هستند يعنى توقف دارند بر شنيدن از معصومين ( ع ) كه زبان شارع مقدس هستند بنابراين لا مدخل للعقل چه عقل بديهى و چه نظرى و امّا در غير احكام شرعيه يعنى در امورى كه توقيفى نيستند مثل اعتقادات اگر چنانچه عقل بديهى بر چيزى حكم كند مثل حكم به اينكه « اجتماع نقيضين محال است » اين حكم عقل ارزش دارد و اگر عقل استدلالى بر چيزى حكم كند و دليلى از شرع يا عقل بر وفاق يا خلاف نباشد باز ارزش دارد و اگر چنانچه عقل نظرى حكمى صادر كند و دليل ديگرى از عقل يا نقل بر وفق حكم عقل باشد باز حكم عقل ارزش دارد و تأييد مىگردد و اگر چنانچه اين حكم عقل مبتلا به معارض شد يا آن معارض يك حكم عقلى ديگر است و يا يك دليل شرعى است
اگر معارض حكم عقل باشد باز دو صورت دارد 1 - يا اينست كه احد الدليلين العقليين مؤيدى از دليل شرعى دارند در اينجا آن حكم عقلى كه مؤيّد دارد ترجيح داده مىشود فى المثل يك دليل عقلى مىگويد :
العالم متغير و كل متغير حادث فالعالم حادث
دليل ديگر مىگويد : العالم اثر القديم و اثر القديم قديم فالعالم قديم
و روايات فراوانى هم داريم مبنى بر حدوث عالم اينجا هم دليل عقلى اوّل ترجيح داده مىشود
2 - و يا اينست كه هيچكدام از دو حكم عقلى معارض مؤيدى از دليل شرعى ندارند مثلا يك دليل عقلى مىگويد : جسم طبيعى مركب است دليل عقلى ديگر مىگويد بسيط است و هيچ آيه يا روايتى هم در اين باره نيست در اينجا در تقديم احد الحكمين على الآخر اشكال است .
و اگر معارض با اين حكم عقل يك دليل عقلى باشد باز دو صورت
شرح رسائل (فارسى) — صفحة 65
مساهمون: على محمدى خراسانى
ص٦٥