قرائن عبارتند از :
آيا ناقل اجماع در هنگام نقل از جهت ضابطيت و كثير الحفظ بودن در چه درجهاى است ؟
آيا مدّعى اجماع حين النقل تقوا و ورع در نقل او تا چه حدّى است ؟
آيا حاكى اجماع در هنگام حكايت بضاعت علمىاش چه مقدار بوده است ؟
آيا دقت نظر مدّعى اجماع در چه سطحى بوده ؟
آيا اطلاع و آگاهى وى از كتابهاى فقهى و اقوال فقهاء تا چه ميزانى بوده ؟
آيا اقوال مختلفه و پراكنده در ابواب گوناگون را تا كجا استقصاء نموده ؟
تمام اين امور مؤثرند و در اين امور احوالات علماء مختلف است و از قول بعضى اطمينان بيشترى حاصل مىگردد همچنين بايد ملاحظه كند وضع كتبى را كه اجماع در آنها نقل شده كه آيا نويسنده در اين كتاب بنا را بر مسامحه گذارده و يا بنا را بر تدقيق و تتبع كافى و وافى گذاشته ؟ چون اى چهبسا مؤلّفى بسيار محترم و عاليمقام و مدقق باشد ولى در خصوص اين كتاب بنا را بر مسامحه گذارده در اينجا ادعاى اجماع او قدرى موهون مىشود و اى چهبسا فردى نخستين كتاب را در دست تأليف دارد و بنا را بر دقت گذارده و لذا به اجماع او بيشتر مىشود ركون و اعتماد كرد و هكذا قرائن ديگرى كه محقق تسترى آورده و قبلا در مقدمهء اولى بدانها اشاره شد
قوله : ثم ليلحظ مع ذلك : سپس محقق تسترى مىافزايد :
مجتهدى كه اتفاق الكل و اجماع براى او حكايت و نقل مىشود نبايد به همين اجماع منقول اكتفا كند بلكه وظيفه دارد خود او نيز قيام كرده و در
شرح رسائل (فارسى) — صفحة 360
مساهمون: على محمدى خراسانى
ص٣٦٠