مصطلحه نيست
همچنين سيرهء مستمره بر اين جارى است كه اگر فرد موثقى قول لغوى را در رابطه با معانى كلمات احاديث نقل مىكرد و يا قول ادباء عرب را بر فلان قاعدهء نحوى نقل مىكرد مخاطب قبول مىكرد با اينكه روايت مصطلح نيست ،
همچنين سيره بر اينست كه اگر فرد موثّقى راجع به راويان احاديث چيزى از رجال نقل مىكرد مثلا مىگفت فلان ثقة ، يا فلان كذاب و . . . يا مىگفت : علامه در رجالش راجع به فلانى چنين و چنان گفته بدون تردّد مىپذيرفتند
همچنين سيره بر اينست كه اگر كسى اتفاق نظر ساير صاحبنظران را در فنّ خودشان نقل كند مثلا بگويد : عند الفلاسفة بالاجماع حكم چنان است شنونده مىپذيرد با اينكه روايت مصطلحه نيست
همچنين سيره بر اينست كه اگر فرد مطلع و موثقى از دانشمندان يهودى يا مسيحى مثلا مطلبى را نقل كند ما بدون ترديد آن را مىپذيريم .
همچنين اگر فرد آگاه و موثّقى تاريخ امتهاى سلف و انبياء پيشين را نقل كند ما مىپذيريم و حتى گاهى اگر از ديگرى هم شنيده و لو بدون استناد به غير هم اگر نقل كند ما مىپذيريم و در اثر وثوق و اطمينان ، حال ما نحن فيه كه نقل اجماع و اتفاق كل باشد با موارد مذكوره مشتركند در اينكه
اوّلا تمام اينها حكايت يك امرى است كه براى منقول اليه يقينى نيست
و ثانيا تمام اينها روايت غير مصطلح است يعنى نقل از غير معصوم است
ثالثا در تمام اينها به ناقل اعتماد و وثوق داريم و لذا قبول مىكنيم
شرح رسائل (فارسى) — صفحة 355
مساهمون: على محمدى خراسانى
ص٣٥٥