نام آن را اجماع مىگذارند سرش را دانستيم كه از روز اوّل بنابراين گذارده شده كه منابع فقه چهار امر باشد . . .
قوله اذا عرفت ما ذكرنا : پس از بيان مقدّمه و دانستن اينكه اجماع مصطلح و اجماع غير مصطلح داريم حال تفصيلا وارد بيان مرحلهء ثانيه مىشويم :
بطور كلى اجماعات منقولهاى كه در كتب فقها مشاهده مىكنيم بر دو قسم است :
1 - برخى از آنها با الفاظ و عباراتى آورده شده كه در اجماع مصطلح ظهور دارند مثلا ناقل بگويد : هذه المسألة اجماعية ، اجمع المسلمون على كذا ، اجمع الامة على كذا ، اجماع الشيعة على كذا اجماع اهل الحق على كذا ، اجماع اهل الحل و العقد على كذا و . . .
اين قسم تفصيلا بحث خواهد شد .
2 - قسمتى ديگر از اجماعات با عباراتى ادا شده كه در اتفاق من عدا الامام ( ع ) ظهور دارند و خود اين چند شعبه دارد ، الف : گاهى مدّعى اجماع مىگويد : اجمع علمائنا على كذا ، اجمع اصحابنا على كذا ، باجماع فقهائنا الحكم كذا ، هذا اجماع فقهاء اهل البيت و . . . از تعبيراتى كه دلالت دارند بر اتفاق من عدا الامام البته منظور ظهور عرفى است يعنى متفاهم عرفى از اين تعبيرات من عدا الامام است و گرنه به حسب معناى لغوى كلمه اين تعبيرات شامل امام ( ع ) هم هست چون امام اعلم علماء ما و افقه فقهاء ما است پس در اينگونه از عبارات هم عموميّت و شمول نسبت به امام محتمل است ولى احتمالى موهوم است و لا يعتنى به
حال چنين اجماعاتى همانطورىكه در مقدمه آورديم نه اجماع مصطلح است و نه حجيت دارد
شرح رسائل (فارسى) — صفحة 312
مساهمون: على محمدى خراسانى
ص٣١٢