باشد همانطورىكه بر منع از عمل به ظواهر كتاب دلالت مىكند همچنين بر منع از عمل به ظواهر سنت هم دلالت خواهد كرد پس نبايد به سنت هم عمل كنيم « اشكال نقضى »
قلت : اگر ما بوديم و وجدان با قطع نظر از دليل خاص هرآينه به حكم بناء عقلا و مقدمه اول هم به ظواهر قرآن و هم سنت عمل مىكرديم البته بعد الفحص و اليأس منتهى نسبت به ظواهر قرآن ادلّه فراوانى دلالت مىكند بر عدم جواز عمل كه برخى از آنها را در مقدمه ثانيه آورديم و بخش ديگر هم عبارتست از آيات و رواياتى كه ما را از پيروى نمودن ظنون بر حذر داشته و ظواهر قرآن را هم استثنا ننموده پس به حكم اينهمه دليل ما نمىتوانيم به ظواهر قرآن عمل كنيم و امّا نسبت به ظواهر سنّت اجماع عملى يعنى سيرهء مستمره از زمان ائمه قائم است بر اينكه به خبر واحد عمل مىكردند بدون فحص از مخصص و ناسخ و مقيد و . . . و اگر چنين اجماعى نبود ما نسبت به ظواهر سنت هم توقف مىكرديم همانطورىكه نسبت به ظواهر قرآن متوقفيم انتهى
اقول : جواب شيخ ره از سخنان سيد صدر :
مرحوم شيخ ره مىفرمايد : ما قسمتهائى از كلام اين سيد بزرگوار را قبول داريم و بخشهائى را رد مىكنيم : امّا قسمت مورد قبول : 1 - چهار نكتهاى كه در مقدمهء اولى بيان نمود و نتيجه گرفت جواز عمل به ظواهر كتاب را ما هم اين نكات را طابق النعل بالنعل قبول داريم . 2 - در جواب اشكال دومى كه بر خودش وارد نمود فرمود : انا لو خلينا و انفسنا لعملنا بظواهر الكتاب و السنة مع عدم نصب القرينة علي خلافها ، اين سخن را هم مىپذيريم و مىگوئيم : لابد للمانع من اثبات المنع 3 - اينكه گفتيد : اصل اولى حرمت عمل به ظنون است اين را هم قبول داريم .