سيد صدر شارح وافيه مدعى شده كه حرمت عمل به ظواهر قرآن روى دليل خاص نيست بلكه مقتضاى قاعده اوليه در باب ظنون عبارتست از عدم جواز عمل به ظنون و من جملة الظنون ظواهر الكتاب بعد فرموده و امّا ظواهر سنت بدليل خاص از تحت اين اصل خارج شده و آن دليل اجماع است از اخبارى و اصولى بر جواز عمل به ظواهر سنت اين سيد محترم اوّل فرموده : قرآن داراى سه قسمت است 1 - محكمات يعنى نصوص كه بالاجماع حجت است و عمل به آن لازم است 2 - متشابهات يعنى مجملات كه بالاجماع متابعت از آن جايز نيست 3 - ظواهر كه اين قسمت مورد بحث ميان اخبارى و اصولى است اصولى مىگويد : ظواهر قرآن حجت است و اخبارى مىگويد ظواهر كتاب در حق غير معصوم حجت نيست و به نظر من حق با اخبارى است و براى اثبات اين سخن مطالبى دارد كه شيخ ره آنها را دستهبندى و توضيح مىدهند و توضيح را با ذكر دو مقدمه آغاز مىكنند :
مقدمه اول : الف - از ضروريات دين بقاء تكليف است تا دامنهء قيامت و ما انسانهاى مكلف هرگز مثل بهائم آزاد و رها نيستيم بلكه مسئوليم و بايد به تكاليفمان عمل كنيم ،
ب : و ترديدى نيست در اينكه عمل به وظيفه متوقف بر شناخت وظيفه است يعنى خداوند اول بايد واجبات و محرمات خويش را بما بفهماند تا بعد ما به آنها عمل كنيم
ج : و اين نكته هم از مسلمات است كه تفهيم مرادات غالبا با سخن و گفتار است نه با اشاره و . . .
د : و لا ريب در اينكه بيشتر گفتهها و اقوال ظهوراتند و نصوص خيلى نادر است و دلالت ظواهر هم بر مرادات متكلمين ظنى است و اين شيوهء بين المللى است كه براى القاء مقاصد به ديگران از ظواهر استفاده مىكنند و
شرح رسائل (فارسى) — صفحة 243
مساهمون: على محمدى خراسانى
ص٢٤٣