عالمين به حكم واقعى كه بايد به واقع عمل كنند و الا معاقبند و نيز كسانى كه امارهء موافق با واقع دارند مسئولند و بايد به واقع عمل كنند و نيز جاهل مقصر هم مسئول است كه نرفته و تفحص نكرده و علم يا ظن معتبر تحصيل نكرد و افرادى هم نسبت به واقع معذورند از قبيل جاهل قاصر كه هرچه كوشيد دسترسى پيدا نكرد و اصل برائت جارى كرد و با واقع مخالفت كرد معذور است و كسى كه امارهء معتبره بدست او رسيد ولى مخالف واقع بود او نيز عند اللّه تعالى معذور خواهد بود .
خلاصهء كلام : اينكه ابن قبه مىگويد : تعبد به خبر واحد يا مطلق امارات ظنيه مستحيل است .
ما مىگوئيم : در فرض انسداد باب علم سخنان شما باطل است چنان كه تفصيلا گذشت و در فرض انفتاح باب علم بر مبناى طريقيت محضه بدون جبران و تدارك واقع حق با شما است و تعبد تالى فاسد دارد ولى بر مبناى سببيّت تالى فاسدى ندارد و مستحيل نيست منتهى سببيت خود سه چهره داشت :
1 - سببيت اشعرى كه باطل شد .
2 - سببيت معتزلى كه باطل شد .
3 - مصلحت سلوكيه كه بلامانع بود .
( فالتعبد امر ممكن لا استحالة فيه )
( رأى ابو الحسين بصرى )
ثم إنّه ربما :
در رابطه با امكان و يا امتناع و يا ضرورت عقلى تعبد به امارات ظنيه روىهمرفته سه نظريه وجود دارد :