بيشتر را در جلد سوم شرح اصول فقه آوردهام به آنجا مراجعه شود ]
نتيجه اينكه : لا اشكال فى وجوب متابعة القطع ما دام موجودا . . .
نكتهاى كه نبايد غفلت شود اينكه بحث ما در با قطع پيرامون مطلق الاعتقاد الجازم است چه اين اعتقاد جزمى مطابق با واقع باشد كه نامش يقين است و چه مخالف واقع باشد كه نامش جهل مركب است كه در واقع شخص نمىداند ولى نمىداند كه نمىداند بلكه خيال مىكند كه مىداند .
آنكس كه نداند و نداند كه نداند * در جهل مركب ابد الدهر بماند
آنكس كه بداند و بداند كه بداند * اسب خرد از گنبد جيحون بجهاند
( مطلب دوّم ) :
كلمهء حجت معانى گوناگونى دارد كه در كلمات اصوليين به آن معانى استعمال شده :
1 - حجت گاهى به معناى وجوب متابعت مىآيد القطع حجة اى يجب متابعته .
2 - و گاهى حجت به معناى طريقيت به سوى واقع مىآيد القطع حجة اى طريق الى الواقع .
3 - و گاهى حجت به معناى معذر بودن است القطع حجة اى معذر عند الخطاء .
4 - و گاهى حجت به معناى منجّز بودن است القطع حجة اى منجّز للواقع عند الاصابة .
5 - و گاهى حجت به معناى ما به يحتج على الغير آمده القطع حجة اى به يحتج المولى على العبد ان كان قطعه موافقا للواقع و لم يعمل و العبد