جارى كرديم مخالفت التزاميه پيش مىآيد ولى اگر انجام داديم مخالفت عمليه هم هست چون يا حرام را مرتكب شديم و يا واجبى را بدون قصد قربت انجام دادهايم پس باز هم مخالفت عمليه ممكن است
و اگر احدهما لا على التعيين تعبدى و ديگرى توصلى باشد باز تنها مخالفت التزامى است نه عملى زيرا اگر انجام دهم شايد جانب وجوب توصلى بوده و اتيان شده فلا يلزم المخالفة القطعية و اگر ترك كنم شايد جانب ترك توصلى بوده پس مخالفت قطعيه لازم نمىآيد و لذا بايد صورتى را فرض كنيم كه تنها التزاما مخالفت شده دون العمل و آن مورد دوران بين المحذورين در توصليات است .
2 - مخالفت قطعيهء عمليه تنها : يعنى حكم واقعى معلوم بالاجمال را قبول دارد و ملتزم به آن مىباشد ولى در مقام عمل مخالفت مىكند فى المثل علم اجمالى دارد كه احد المائعين حرام است و ملتزم به حرمت هم هست معذلك مخالفت نموده و هر دو را سر مىكشد نظير اينكه ما مسلمانها به واجبات و محرمات تفصيليه ملتزم هستيم و باور قلبى داريم معذلك از روى بىمبالاتى آنها را انجام مىدهيم و به انتظار رسيدن زمان پيرى و توبه مىافتيم
3 - مخالفت قطعيه التزاميه و عمليه باهم : يعنى با حكم واقعى معلوم بالعلم الاجمالى هم در مقام التزام و هم در مقام عمل مخالفت قطعيه مىكنيم فى المثل علم اجمالى داريم كه يا ظهر واجب است و يا جمعه مىگوئيم :
الاصل عدم وجوب الظهر و الجمعة و به اباحه ملتزم مىشويم آنگاه در مقام عمل هم نه ظهر مىخوانيم و نه جمعه و هكذا در جانب علم اجمالى به حرمت احد الامرين . . .
فعلا بحث ما در قسم اول و سوم است فنقول
امّا المخالفة الالتزامية : در احكام شرعيه فرعيه عمليه آنكه مهم است
شرح رسائل (فارسى) — صفحة 124
مساهمون: على محمدى خراسانى
ص١٢٤