ظاهراً تنها كسى كه معاطات را معاملهء مستقلى دانسته مرحوم شيخ جعفر كاشف الغطاء است كه مرحوم سيد در حاشيه از قول ايشان نقل كرده است « 1 » البته صاحب مفتاح الكرامه از حواشى شهيد اول حكايت كرده كه معاطات معاوضهء مستقل باشد « 2 » ولى هيچ دليلى بر آن اقامه نكردهاند ، بلكه دليل ، يعنى عرف عام مردم و عرف خاص مسلمانان و عرف اخص فقهاى شيعه و سنى بر خلاف آن است . البته ثبوتاً ممكن است معاطات ، تجارت مستقلى باشد و به عموم آيهء تجارت و مانند آن استدلال شود ولى اثباتاً چنين نيست و كسى آن را معاملهء جدا محسوب نكرده است .
بحث دوم : آيا معاطات از معاملات صحيحه است يا از معاملات و بيوع فاسده ؟ تنها علامه در كتاب نهاية الأحكام « 3 » قائل شده كه معاطات نه بيع است و نه مفيد اباحه و با مالى كه به معاطات گرفته شده مثل مقبوض به عقد فاسد معامله مىشود . البته ايشان در ساير كتابها رجوع كرده و معاطات را بيع صحيح و مفيد ملك دانسته و تنها لزوم را از آن نفى كرده است . « 4 »
بررسى ايجاب يا عدم ايجاب ملكيت با معاطات
بحث سوم : آيا معاطات بيع صحيح و موجب تمليك و تملك است - ولو مفيد ملكيت لازمه نباشد - يا موجب ملكيت نيست و حداكثر مفيد اباحهء تصرف است ؟ دو نظريه وجود دارد :
1 . مشهور فقها تا زمان محقق ثانى گفتهاند : معاطات مفيد اباحهء تصرف است نه ملكيت . « 5 »
هامش
( 1 ) . حاشية المكاسب ، ص 68 .
( 2 ) . مفتاح الكرامه ، ج 12 ، ص 510 .
( 3 ) . نهاية الاحكام ، ج 2 ، ص 449 .
( 4 ) . ر . ك : تحرير الأحكام ، ج 2 ، ص 274 .
( 5 ) . ر . ك : المكاسب ، ج 3 ، ص 27 - 32 ؛ الخلاف ، ج 3 ، ص 41 ، مسألة 59 ؛ الغنية ، ص 214 ؛ الكافى فى الفقه ، ص 352 و 353 ؛ السرائر ، ج 2 ، ص 250 ؛ تذكرة الفقهاء ، ج 10 ، ص 7 ؛ شرايع الإسلام ، ج 2 ، ص 13 ؛ القواعد و الفوائد ، ج 1 ، ص 178 ، قاعدة 47 . .