قوله : و قال سلّار :
چهارمين عبارت از جناب سالار بن عبد العزيز ديلمى معروف به سلّار در كتاب مراسم است : وى فرموده : از دو حال خارج نيست : 1 - يا مال وقفى و موقوف عليهم بر همان حال اوّلى خود كه در حال وقف داشتند ، باقى هستند در اين صورت بيع جايز نيست . 2 - و يا تغيير حال پيدا شده يعنى عين موقوفه در حال خراب شدن است يا موقوف عليهم نياز مبرم دارند در اين دو فرض بيع جايز است و سپس به اجماع اماميّه و مسأله نقض غرض استناد كرده است كه قبلًا از زبان سيّد مرتضى هم آورديم . « 1 »
قوله : قال فى الغنيه :
سيّد بن زهرة هم در كتاب غنيه همين فرمايشان را به زبان ديگر فرموده « 2 » .
قوله : قال فى الوسيلة :
جناب ابن حمزه نيز در وسيله همين مطلب را فرموده « 3 »
قوله : و قال الراوندى :
مرحوم قطب راوندى هم در فقه القرآن همين را فرموده « 4 »
قوله : و قال فى الجامع :
مرحوم ابن سعيد حلّى در كتاب الجامع للشريع سه مورد را مجوّز بيع قرار داده كه دو موردش همان است كه بزرگان قبلى هم فرمودند و مورد سوم خوف از وقوع فتنه و فساد در ميان موقوف عليهم است كه منجّر به قتل و خونريزى شود اين را نيز مجوّز بيع قرار داده كه بزرگان قبلى آن را ذكر نكردند . « 5 »
قوله : و عن النزهة :
جناب قاضى ابن سعيد حلّى در كتاب نُزهة الناظر فى الجمع بين الاشباه و النظائر فرموده : بيع وقف جايز نيست مگر در سه مورد :
1 - خوف از هلاك شدن وقف ( مثلًا عبد يا حيوانى را وقف كردهاند و ابقاءِ آن
هامش
( 1 ) . مراسم ، ص 197 .
( 2 ) . غنية ، ص 298 .
( 3 ) . وسيله ، ص 370 .
( 4 ) . قفه القرآن ، ج 2 ، ص 293 .
( 5 ) . الجامع للشرايع ، ص 372 .