همين اجزاء تشكيل شده و مركّب غير از اين اجزاء بتمامها چيزى نيست ، اينها حكم خود ارض را دارند . ) ولى جزء منفصل يعنى اجزائى كه قابليّت انفصال وجدائى را دارند از قبيل : آجر و كوزه و گچ و سنگ و گلِ و آهكى كه از خاكهاى سطح اين اراضى مىسازند و بدين وسيله از اسم ارض بودن خارج مىشود ، يا از آن خاكها مهر نماز و غيره مىسازند و به نحو وسيعتر هر آنچه كه مىتواند منفصل و جدا شود خواه از اجزاء الارض باشد و خواه از اجزاء آثارى باشد كه روى ارض احداث شده مثل برگ درختان ، ميوههاى درختان ، چوبها و تيرهاى آهنهاى ساختمان و . . . ، اينها چه حكمى دارند ؟ اين امور منفصل دو دسته است :
1 - چيزهائى كه در همان زمان فتح منفصل بوده يعنى چوبها ، سنگها و آجرها و غيره را خود كفّار از اين زمينها ساخته بودند و جداگانه گذاشته بودند ، اينها را بعداً مرحوم شيخ با كلمهء نَعَم . . . ذكر مىكنند و مىفرمايند : اينها از اموال منقول و ملك رزمندگان است نه مسلمانان عموماً .
2 - چيزهائى كه فعلًا و در حال فتح جزء زمين هستند ولى بعداً از زمين جدا مىشوند و پس از اينكه غير منقول بودند ، منقول مىشوند مثل آجر و كوزه و گچى كه از خاك اين زمينها مىسازند . اينها چه حكمى دارند ؟ مرحوم شيخ در اين رابطه هم دو وجه نقل مىكننده :
1 - اوّل مىفرمايند : اينها ملك همهء مسلمين است و بايد در جهت مصالح عامّهء مسلمانان صرف شود و مقتضاى قاعده همين است ( منظورشان قاعدهء تبعيّت است كه اينها از ارض مسلمين و از درخت و خانههاى مسلمين درست شده و تابع خود ارض و اصل است و خود اصل ملك مسلمانان است پس اين فروع هم ملك همه مىباشد . و لذا كه ملك مسلمين است عدّهاى از فقهاء از قبيل علّامه « 1 » شهيد اوّل « 2 » محقق ثانى « 3 » و ديگران تصريح كردهاند به اينكه : اگر كسى بخواهد خانههاى موجود در اراضىِ خراجيّه را كه احداث كردهاند رهن بگذارد شرطش اينست كه آجرها و چوبها و ساير مصالح ساختمانى ، از اجزاء خود اين اراضى نباشند و گرنه گرو گذاشتنِ آن جايز نيست ( چون
هامش
( 1 ) . تذكره ج 2 ، ص 17 .
( 2 ) . به نقل مفتاح الكرامه ج 5 ، ص 82 .
( 3 ) . آدرس قبلى .