پرداخت مثل منوط به تراضى طرفينى است . « 1 » ]
[ بيان مطالبى در رابطه با اصل بحث ]
حال اصل مطلب كه در مثلى مثل بايد داده شود جاى بحث نيست و اجماعى است ولى مطالبى در رابطهء با آن مطرح است كه به ترتيب كتاب مىآوريم :
مطلب اوّل : تعريف مثلى و قيمى :
بالطبع اوّلين مطلبى كه مطرح مىشود مقام تصوّر آن دو عنوان است تعاريف مختلفى از سوى فقهاء شيعه و سنّى دربارهء مثلى و قيمى مطرح شده كه مرحوم شيخ هفت نوع تعريف ذكر مىكنند و هيچكدام را هم قبول ندارند :
تعريف اوّل :
مرحوم شيخ طوسى « 2 » و سيّد بن زهرة « 3 » و ابن ادريس حلّى « 4 » و محقّق اوّل « 5 » و شاگرد محقّق جناب كاشف الرموز « 6 » و علّامه « 7 » و ديگر بزرگان و بلكه به قول بعضى : مشهور فقهاء در تعريف مثلى و قيمى چنين گفتهاند :
المثلى ما يتساوى اجزائه من حيث القيمة . و در مقابل : القيمى ما لا يتساوى . . . براى توضيح اين تعريف توجه به دو نكته لازم است :
1 - مراد از اجزاء چيست ؟ ظاهر كلمهء جزء در مقابل كلّى است مثلا يك حبّهء گندم يا يك درهم و . . . كلّ است و شكستههاى آنها اجزاء او هستند ، ولى در ما نحن فيه مراد از جزء در قبال كل نيست بلكه مراد از اجزاء افراد و مصاديق
هامش
( 1 ) هداية الطالب ، ص 224 .
( 2 ) مبسوط ، ج 3 ، ص 59 .
( 3 ) غنية النزوع ، ص 537 .
( 4 ) قواعد ، ج 1 ، ص 203 .
( 5 ) سرائر ، ج 2 ، ص 480 .
( 6 ) شرائع الاسلام ، ج 3 ، ص 239 .
( 7 ) كشف الرموز ، ج 2 ، ص 382 .