هبه تمليك عين بدون عوض و رايگان است .
اجاره تمليك منفعت در مقابل عوض است .
و عاريه تمليك منفعت بدون عوض و به طرز رايگان است .
پس عاريه هم تمليك منفعت است و مستعير مالك منفعت است و الخراج بالضمان و مادّهء نقضى نيست .
[ و به قول مرحوم شهيدى : و الذى يختلج فى ذهنى و يترجح فى نظرى عاجلا انّ العارية فى المنافع كالهبة فى الاعيان فهى تمليك منفعة مجّانا و الهبة تمليك عين كذلك ، كما انّ الاجارة فى المنافع مثل البيع فى الاعيان تمليك بعوض سپس شواهدى از كلام بزرگان آوردهاند كه طالبين مراجعه كنند . « 1 » ]
و ممكن است اشاره باشد به اينكه : ميان ملك منفعت و ملك انتفاع تفاوتى وجود دارد زيرا كه مراد از بودن خراج براى ضامن آنست كه : او ضامن اين منافع نيست و خسارت آنها را نبايد بدهد نه اينكه حتما ملك او هم باشد ، و اين معنا در عاريه مثل اجارة وجود دارد . و شايد اشاره باشد به اينكه : ضمان مورد نظر در حديث ضمان معاوضى است آن هم معاوضهاى كه شارع امضاء كرده است . و عاريه معاوضه نيست . پس نقضى بر ما نحن فيه و تفسير حديث نخواهد بود .
[ چكيده سخن در رابطه با حديث نبوى ( الخراج بالضمان ) ]
: قوله : و الحاصل :
چكيدهء سخن اينكه : حديث نبوى هم از لحاظ سند قصور و اشكال دارد [ چون در كتب اماميّه نيست و از طريق عامّه نقل شده و به فرمودهء شيخ اعظم :
مرسل است ] و هم قصور دلالى دارد [ چون احتمالاتى در آن مطرح بود و ما احتمال چهارم را برگزيديم كه طبق آن ، حديث به معاملهء صحيح مربوط مىشود و ربطى به معاملهء فاسد كه مورد بحث ما است ندارد . ] پس ضعف سند كمتر از ضعف دلالت نيست و ضعف دلالت كمتر از ضعف سند نيست .
هامش
( 1 ) هداية الطالب ، ص 221 .