اى الذى مات و هو طفل او سقط ، و منه الحديث : لا تقتلوا وليدا يعنى فى الغزو ، و الجمع : ولدان ، و الانثى وليدة و الجمع : الولائد . و قد تطلق الوليدة على الجارية و الامة ، و ان كانت كبيرة « 1 » و همين جملهء اخير محلّ شاهد است ، پس وليده يعنى جاريه . ]
: قوله : قال فى الدروس :
مرحوم شهيد اوّل در دروس فرموده : از اين حديث در رابطه با بيع فضولى دو مطلب استفاده مىشود :
1 - اين حديث بر صحّت بيع فضولى دلالت مىكند زيرا صدر حديث سخن از بيع فضولى فرزند نسبت به كنيز پدر بود و ذيل حديث سخن از تنفيد و اجازهء مالك اصلى بود كه با اجازهء او معامله به نفع مشترى تمام شد و هذا معنى الصحّة .
2 - اين حديث در كاشفيّت اجازه را مىرساند .
بيان ذلك : مبسوطا خواهد آمد كه بنابر مؤثر و مفيد بودن اجازه در بيع فضولى ، آيا كاشفه است ؟ يا ناقله ؟ از صحيحهء مذكور قول به كشف استفاده مىشود : زيرا در فرازى آمده بود : فلمّا راه ابوه قال له ارسل ابنى ، قال لا و الله لا ارسل ابنك حتى ترسل ابنى . . .
از اين فراز استفاده مىكنيم كه : گروگان در مقابل گروگان و سخن از پرداخت قيمت و جبران خسارت نيست ، و اين با قول به كشف مىسازد نه با نقل ، زيرا اگر اجازه ناقله باشد معنايش آنست كه : تا اجازه نيايد نقل و انتقالى نيامده ، پس كما كان كنيز در ملك مالك اوّلى باقى است ، پس تصرفاتى كه مشترى كرده و موجب حمل شده و نقصى بر جاريه وارد كرده و موجب تفويت منفعت او يعنى ولدش شده [ كه ديگر عبد نيست و حرّاست و قابل انتفاع و بهرهبردارى نيست . ] همه را ضامن است و بايد از عهدهء درك و خسارت برآيد .
هامش
( 1 ) النهاية لابن الاثير ، ج 5 ، ص 224 - 225 ، مادّهء ولد .