و هم كراهت باطنى دارد و به ميل خود انجام نمىدهد .
ماده افتراق از ناحيهء دفع ضرر : آنجا كه براى رفع نيازى از نيازهاى زندگى مجبور مىشود و متاعى را بفروشد ولى به اختيار خود مىفروشد ، در اينجا دفع ضرر هست ولى كراهت نفسانى نيست .
مادّه افتراق از ناحيه كراهت باطنى : آنجا كه مثلا طلاق مداراتى مىدهد ، طيب نفس ندارد و كراهت باطنى هست ولى دفع ضرر نيست زيرا طلاق هم ندهد و امتناع هم بكند ضررى متوجّه او نمىشود .
: قوله : و من هنا :
دانستيم كه گاهى اكراه بر حرامى از محرّمات الهى است ، مثل اكراه بر سرقت ، غصب ، ظلم ، زنا ، شرب خمر ، افطار در روز ماه رمضان و . . . و گاهى بر معاملهاى از معاملات است ، مثل اكراه بر بيعدار ، طلاق زوجه ، عتق عبد و . . . و دانستيم كه ملاك و مناط اين دو اكراه متفاوت است : مناط اكراه بر محرّمات عبارت شد از دفع ضرر ، يعنى مكره بر حرام به كسى گويند كه هيچ راه فرارى ندارد و چارهاى ندارد جز اينكه براى دفع ضرر ظالم آن عمل اكراهى را انجام دهد ، و گرنه متضرّر مىشود .
و مناط اكراه بر معاملات عبارت شد از عدم طيب نفس يا اكراه باطنى كه اى چهبسا با امكان تفصّى هم موجود مىباشد .
حال مىگوئيم : اكراه چه بر محرّمى از محرّمات الهى و چه بر معاملهاى از معاملات سه نوع است :
1 - گاهى بريك عمل معيّن شخصى مكره مىشود مثلا بر شرب اين مايع ، يا بيع فلان متاع مجبور مىگردد ، تا به حال هرچه گفتيم راجع به همين قسم بود .
2 - و گاهى اكراه بريك عمل معيّن كلّى است مثلا بر اصل افطار در ماه مبارك مكره مىشود كه افطار كلّى است و قابل صدق بر اكل و شرب و . . مىباشد ، يا
شرح مكاسب (فارسى) — صفحة 389
مساهمون: على محمدى خراسانى
ص٣٨٩