نقض مطلب بود .
و امّا در عقد فاسد كه همهجا چنين است يعنى هيچجا خود عقد فاسد به تنهائى موجب ضمان نيست بلكه محتاج به قبض است و بعد از قبض ضمان مىآيد .
: قوله : فجعل :
سئوال : اگر ضمان متوقف به قبض است پس چرا مىگويد : يضمن بفاسده يعنى عقد فاسد سبب ضمان است ؟ جواب اينكه ما عقد فاسد را سبب ضمان قرار مىدهيم : يا بخاطر اينست كه : عقد فاسد منشأ قبض و قبض سبب ضمان است .
پس عقد فاسد سبب سبب است . و يا از باب اينكه : واقعا عقد فاسد مقتضى ضمان است ولى علّت تامه نيست . و شرط تأثير آن در ضمان ، قبض است ، فالقبض شرط التأثير ، و بدينسان سببيّت را به عقد فاسد نسبت مىدهيم .
: قوله : و لذا :
شاهد بر اينكه : خود فاسد هم سبب ضمان واقع مىشود ، تعليل شيخ طوسى و ديگران [ شهيد ثانى ] است . كه فرمودهاند : در عقد فاسد مشترى ضامن است ، بدليل اينكه خودش اقدام برضمان كرده است . « 1 »
: قوله : و لا ريب :
كيفيت استشهاد به تعليل شيخ طوسى است : شيخ فرموده : او اقدام بر ضمان كرده و ما مىگوئيم : اين اقدام برضمان به سبب انشاء عقد فاسد بوده ، پس عقد فاسد هم سبب ضمان مقبوض مىگردد . و نحوهء سببيّت آن قبلا ذكر شد .
: قوله : و الغرض :
سئوال : اينهمه اصرار بر اينكه مراد مطلق سببيّت است ، و عقد فاسد هم
هامش
( 1 ) المبسوط ، ج 2 ، ص 126 .