ضمانآور است . مثلا صلح در بعض موارد مفيد فائدهء هبهء مجّانى و بلاعوض است . همانند مال حلال مخلوط به حرام ، با علم به صاحب آنكه مالك بايد مقدارى به صاحب آن بدهد تا راضى شود . ولى در قبال صاحب مال چيزى نمىدهد و در بعض موارد مفيد ابراء و اسقاط حق است و معاوضه نيست ولى در بعض موارد هم موجب ضمان است و آن صلح معوّض مىباشد .
و مانند هبه كه بعض از اصناف آن يعنى هبهء بلاعوض ضمانآور نيست . ولى بعض ديگر كه هبهء معوّضه باشد ضمانآور است . [ البته اگر معاوضه باشد نه هبهء با شرط ضمنى ، كما سيأتى ] و مانند عاريه كه عاريهء ذهب و فضّه يا درهم و دينار ، ضمانآور است . عاريهء به شرط الضمان ضمانآور است ، ولى عاريهء بدون خصوصيات مذكور ، ضمانآور نيست .
[ چهار احتمال متصور در رابطه با مقصود از « كل عقد » ]
با اين مقدّمه مىگوئيم : در اينكه مراد از كلّ عقد به چه اعتبار است ؟
خصوص عموم انواعى ؟ خصوص عموم اصنافى ؟ خصوص عموم افرادى ؟ يا اعمّ ؟ چهار احتمال متصور است :
1 - مراد خصوص انواعى باشد ، و كلّ عقد يعنى كلّ نوع من انواع العقد كه صحيح آن ضمانآور است فاسدش هم كذا ، مثل بيع و اجاره و . . .
اشكال اين احتمال : قاعده كليّت نداشته و عقودى از قبيل : عاريه - صلح - هبه و . . . را شامل نيست .
2 - مراد خصوص اصنافى باشد ، كلّ عقد يعنى كلّ صنف من اصناف عقدى . . . مثل صلح و عاريه و . . . اشكال آن : باز اگر به شرط لا شد شامل قسم اوّل [ بيع و امثال آن ] نمىشود .
3 - مراد خصوص افرادى باشد ، [ در ادامهء بحث و در جاى خود توضيح خواهيم داد . ]
4 - مراد اعمّ از صنف و نوع باشد ، و كلّ عقد ، يعنى كلّ عقد و لو به لحاظ