پس در حقيقت سخن شيخ اعظم [ و استثناء الايصال . . . ] دفع اشكال مقدر است كه اگر كسى بگويد : اصلا سخن علّامه در تصرّفات است و از ما نحن فيه اجنبى است زيرا مجرّد انشاء عقد كه تصرّف نيست و . . . در جواب مىگوئيم : به قرينهء دو استثناء مذكور ، مراد از تصرفات ، افعال است و . . . پس كاملا سخن علّامه با ما نحن فيه دمساز است .
دليل سوّم :
: قوله : و احتجّ :
عدّهاى از بزرگان براى بطلان عقد صبى به حديث رفع قلم استدلال كردهاند : [ متن حديث : عن النبى صلى اللّه عليه و آله و سلّم : رفع القلم عن ثلاثه :
1 - عن الصبى حتّى يحتلم
2 - و عن المجنون حتّى يفيق
3 - و عن النائم حتى يستيقظ « 1 » ]
از قبيل : سيد بن زهره در غنيه « 2 » شيخ طوسى در كتاب مبسوط در باب اقرار « 3 » و ابن ادريس در مسئلهء عدم جواز وصيّت بچّهء ده ساله در سرائر « 4 » و علّامه « 5 » و ديگران « 6 » .
كيفيّت استدلال : در اين حديث به قول مطلق قلم از صبّى برداشته شده و قلم ابزار نوشتن است ، و قلم رفع شده يعنى خداوند در حق او چيزى ننوشته ،
هامش
( 1 ) وسائل الشيعه ، ج 1 ، ص 32 ، باب 4 ، حديث 11 .
( 2 ) غنية النزوع ، ص 523 .
( 3 ) مبسوط ، ج 3 ، ص 3 .
( 4 ) سرائر ، ج 3 ، ص 206 - 207 .
( 5 ) تذكرة الفقهاء ، ج 2 ، ص 145 .
( 6 ) مثل ايضاح الفوائد ، ج 2 ، ص 478 و محقق ثانى در جامع المقاصد ، ج 10 ، ص 34 .