5 - چرا مرحوم شيخ كلمهء انشاء را آوردند و به تمليك تنها اكتفا نكردند ؟
جواب : براى اينكه تمليك دوگونه است :
الف : گاهى موجب انشاء تمليك مىكند ولى از نظر عرف يا شرع اين انشاء تمليك واجد شرائط نيست و لذا موجب نقل و انتقال نمىشود ، چنين معاملهاى باطل است .
ب : و گاهى انشاء تمليك واجد شرائط بوده و خارجا هم مؤثر است چنين معاملهاى صحيح خواهد بود .
حال اگر مىفرمود : تمليك عين بمال ، ما مىگفتيم : الفاظ موضوعات هستند براى معانى واقعيه و نفس الامريه ، پس تمليك هم يعنى تمليك واقعى و حقيقى و مؤثر ، و در نتيجه به معاملهء صحيحه اختصاص پيدا مىكرد ، و شامل فاسده نمىشد ، در حالىكه در مقام تعريف ، بايد كلامى بياوريم كه جامع هر دو قسم باشد و آنكه جامع است همان انشاء تمليك است و لذا فرمود : انشاء تمليك ، و اگر خواستى بگو : التمليك الانشائى كه اعم است از تمليك واقعى و تمليك انشائى صرف .
[ ب : كلمهء تمليك ]
و امّا كلمهء تمليك : اوّلين فصل تعريف است و بدينوسيله انشائهاى غيرتمليكى خارج شد از قبيل : انشاء تزويج ، عتق ، طلاق و اباحهء تصرّف و صلح كما سيأتى .
[ ج : كلمهء عين ]
و امّا كلمهء عين : دومين فصل تعريف است و خارج مىسازد باب اجاره را كه تمليك منفعت است ، و باب عاريه را كه تمليك انتفاع است و باب حقوق را و . . .
[ د : كلمهء مال ]
و امّا كلمهء بمال : جناب شيخ ره تعبير به عين نكرد چون قبلا گفته آمد كه :
عوض البيع لازم نيست عينى از اعيان باشد . و تعبير به عوض هم نكرد چون چيزهائى معاوضهبردار هستند مثل حق التحجير در باب صلح ، ولى مال نيستند و لذا عوض البيع واقع نمىشوند . و بدينوسيله خارج كرد باب حقوق را و نيز