استقرار آن در ذمّه به نفس همين بيع باشد مثل بيع سلف كه مثال زديم ، و يا قبل از بيع و بتوسّط قرض و اتلاف و . . . بر ذمّهء شخص مستقر شده باشد ،
و در اين فرض هم لا فرق كه بيع كلّى مذكور به همان كسى باشد كه مال به ذمّهء او است ، مثل بيع الدين على من هو عليه ، و يا به ديگرى باشد .
[ نكتهء هفتم : « چهارچوب بحث در كتاب البيع » ]
نكتهء هفتم : چهارچوبهء بحث : در كتاب البيع ، نخست واژهء بيع را از حيث لغت و اصطلاح فقهاء ، معنى مىكنيم ، سپس يك تقسيم كلى در رابطه با بيع داريم كه دو قسم مىشود :
1 - بيع فعلى يا معاطات كه در واقع تعاطى يا اعطاء و اخذ عملى است .
2 - بيع قولى يا بالصيغه كه داراى ايجاب و قبول است . و هدف اصلى ما است . از آنجا كه معاطات نسبت به بيع قولى مختصرتر است ، اوّل احكام آن را خواهند آورد ، با فروعات و مسائلى كه در كنارش مطرح است .
و سپس مبسوطا مباحث بيع قولى را ، و آنها را در سه محور اصلى قرار خواهند داد .
1 - شرائط عقد يا صيغه و يا ايجاب و قبول .
2 - شرائط متعاقدين يا موجب و قابل .
3 - شرائط عوضين يا ثمن و مثمن .
و در لابلاى بيان شرائط مشار اليها ، مسائل و مطالب و قواعد مهمّهاى را به مناسبت مطرح مىكنند از قبيل :
مقبوض به عقد فاسد ، قانون ضمان مثلى و قيمى ، مسئلهء ولايت فقيه ، مسئله وقف ، احكام ارضين و . . .
و در خاتمه اشاره به مهمترين آداب تجارت خواهند داشت .
[ تعاريف هشتگانهء بيع ]
با حفظ اين نكات وارد مىشويم در تعاريف بيع :
مرحوم شيخ در اين مقام براى بيع ، هشت تعريف و معنى ذكر مىكنند كه