بارى پس از چند روزى استراحت و ديدوبازديد ، شيخ اعظم در نهايت عزت و احترام به انجام رسالت جاودانه خويش قيام مىكند .
در يك جبهه به حلّ و فصل منازعات مردم مىپردازد .
و در جبهه ديگر طلاب فراوانى از محضر پرفيض او استفادهء علمى مىبرند .
و در جبههء سوّم مشغول تاليف و تصنيف يكى از نفيسترين آثار گرانبهاى فقه و اصول شيعى است .
و در جبهه چهارم على الدوام بر سر شيطان نفس مىكوبد و او را از نفوذ در مملكت وجودش دفع مىكند كه شيطان را به عالم مخلصين راهى نيست و اين روش مدتها به طول مىانجامد .
شيخ در نجف اشرف :
در سال 1249 مجدّدا شيخ اعظم تصميم مىگيرد به نجف اشرف هجرت كرده و در جوار قبر مولى الموحدين و امام العارفين على عليه السّلام زندگى كند و لذا با اهل و عيال و در خدمت مادر گرامش دزفول را ترك مىكند .
تراجمنويسان در فلسفه اين هجرت سخنان گوناگونى گفته و نوشتهاند و لكن آنچه به واقع نزديكتر است ، اينست كه هدف اصلى شيخ اعظم ، استفاده هرچه بيشتر از محضر عالمان آن ديار و نوابغ آن روزگار است تا هرچه عميقتر مبانى فقه و اصول را بياموزد و مستحكم سازد .
با اين آرمان مقدس در سال 1249 هجرى قمرى وارد نجف اشرف مىشود ، در آن روزگار دو شخصيت بزرگ و دو فقيه والامقام و دو زعيم بزرگ حوزهء علميه كرسى درس و بحث دارند .
يكى از آن دو جناب آيت الله شيخ على كاشف الغطاء است كه هم مرجع عموم شيعيان است و هم زعيم علمى حوزه .