جماعتى از بزرگان فقهاء از قبيل محقّق اول در شرايع « 1 » و علامه در تحرير « 2 » و شهيد ثانى در شرح لمعه « 3 » و ديگر اعاظم « 4 » نيز همين حرف ما را زدهاند و تصريح كردهاند كه اكراه در فرضى محقّق است كه انسان بترسد از اينكه اگر عمل مكره عليه را انجام ندهد ضررى به خود يا بستگان او از پدر و فرزند و . . . وارد مىشود .
و امّا در فرض توجه ضرر به بعض المؤمنين الاجانب ، اكراهى نيست .
قوله : نعم لو خاف : نسبت به تهديد بر اضرار بعض مؤمنين اكراه محقّق نمىشود و احكام اين باب جارى نمىشود امّا مسئله ديگرى مطرح است و آن اينكه : اگر انسان مؤمنى خائف باشد و بترسد از اينكه مبادا به بعض از برادران دينىاش ضررى برسد [ در جان يا مال يا آبروى آنها ] حال اين خوف از هرراهى كه پيدا شود چه از راه اكراه و تهديد ظالم و چه از راه ديگر كه دائرهء خوف بر ضرر از دائرهء اكراه اوسع است .
حال آيا به مجرّد خوف بر بعض مؤمنين هم مثل فرض اكراه ، هرحرامى براى انسان مباح مىشود ؟ چه محرمات خالقيه و چه محرمات خلقيّه ؟
شيخ مىفرمايد : اگر انسان بترسد از اينكه : قبول نكند ضرر مالى و . . .
به بعض مؤمنين مىرسد .
در اينجا براى دفع ضرر عن المومن قبول ولايت عن الجائر جائز مىشود با اينكه حكم اصلى آن حرمت بود ولى براى صيانت و حفاظت از مال و جان و عرض مؤمن حلال مىگردد ، و نه تنها ولايت عن الجائر حلال مىشود بلكه
هامش
( 1 ) شرايع الاسلام ج 3 ص 13 .
( 2 ) تحرير الاحكام ج 2 ص 51 .
( 3 ) الروضة البهية ج 6 ص 19 .
( 4 ) از قبيل محدث بحرانى در حدائق ج 25 ص 195 .