ولايت يعنى همين .
قوله : هذا ما : بعض نسخهها بجاى هذا ما ، كما دارد و به هرحال اين جمله تاييد امر اوّل است كه شيخ فرمود : از باب تخصيص نيست و اينجا كلام شهيد ثانى را كه قبلا در توجيه آورديم ذكر مىكنند و شاهد قرار مىدهند كه ايشان هم طرفدار عموم دليل حرمت است و از باب تخصيص نيست چون عام و خاص نيستند .
قوله : و فى الكفاية : توجيه سوم از مرحوم فاضل سبزوارى در كفاية الاحكام است [ البته اگر بتوان نامش را توجيه گذاشت ، به هرحال ايشان هم طرفدار عدم وجوب ولايت از قبل جائر است به بيان ذيل : ] در آغاز دو نكته را بيان مىكنيم :
الف : واجب در تقسيمى دو قسم مىشود : 1 - واجب مطلق 2 - واجب مشروط .
واجب مطلق آنست كه وقتى او را با مقدمهاش مىسنجيم نسبت به آن اطلاق دارد و اصل وجودش مقيّد به تحقّق آن مقدّمه و قيد نيست مثل نماز نسبت به وضو ، حج نسبت به قطع مسافت .
واجب مشروط آنست كه قيد و شرط دارد و تا آن قيد يا مقدّمه متحقّق نشود اصلا وجوب و تكليفى از ناحيه مولى نخواهد صادر شد مانند حج نسبت به استطاعت و . . .
ويژگى مهمّ واجب مطلق آنست كه مقدّماتش لازم التحصيل است يعنى بر خود مكلّف لازم است كه برود و آن مقدمات را در خارج ايجاد و تحصيل نمايد تا بتواند ذى المقدّمه را صحيحا انجام دهد .
و ويژگى مهمّ واجب مشروط آنست كه مقدّماتش مفروض الحصول است نه لازم التحصيل يعنى شارع مقدس فرض حصول آنها را نموده و امر مىنمايد
شرح مكاسب (فارسى) — صفحة 33
مساهمون: على محمدى خراسانى
ص٣٣