ج : اجرت زنان فاجره و فاحشه و زناده [ كه از راه زنا دادن پول دريافت مىكنند . ]
د : ثمن خمر [ شراب انگور ] و نبيذ [ شراب خرما ] البته اگر مستىآور باشد .
ه : رباخوارى بعد از بيّنه [ بيّنه قائم شد بر ربا بودن ، پس اگر جاهل بود حرام نيست . ]
و : امّا رشوه گرفتن در احكام و قضاوتها ، پس اى عمّار اين كار كفر به خداى بزرگ است . « 1 »
4 - و مانند روايت مذكور است روايت سماعة بن مهران از امام صادق عليه السّلام « 2 »
5 - در روايت يوسف بن جابر مىخوانيم : پيامبر خدا صلّى اللّه عليه و آله چند گروه را لعنت كرده است :
الف : مردى كه نگاه كند به فرج زنى كه بر او حلال نيست [ يعنى زوجه و امهء او نيست . ]
ب : مردى كه نسبت به برادر خود [ دينى يا خونى ] در ناموسش خيانت كند .
ج : مردى كه فقيه و مجتهد جامع الشرائط است بخاطر همين فقه ، جامعه به او نياز دارند [ و به او مراجعه مىكنند در مرافعات ] و او از مردمان رشوه در خواست مىكند « 3 »
قوله : و ظاهر :
از اينجا زمينهسازى مىكند براى بحث موضوعى در باب رشوه :
در حديث يوسف دو جمله آمده :
هامش
( 1 ) خصال صدوق ج 1 ص 329 باب الستّة حديث 26 . و وسائل الشيعه ج 12 ص 64 باب 5 حديث 12 .
( 2 ) وسائل ج 18 ص 162 باب 8 حديث 3 .
( 3 ) وسائل الشيعه ج 18 ص 163 باب 8 حديث 5 .