را دفع كند و . . . ] و يا از يك سلسله ضررهاى اخروى جلوگيرى كند [ مثلا با طلسمى خود را از ارتكاب حرام باز دارد و . . . ]
حال مرحوم شيخ مىفرمايد : اين قسم از سحر جايز است و سه دليل بر جواز مىآورند :
1 - للاصل : مراد همان اصالة الاباحة و الجواز فى كل شيىء است كه يك اصل عقلائى است .
2 - اصل صدق اسم سحر بر اين عمل ، مشكوك است و تا صدق اسم محرز نشود حكم به حرمت نمىشود . [ و علّت شك هم آنست كه شايد در صدق سحر ، اضرار به غير مدخليت داشته باشد و در اين قسم اضرارى نيست . ]
3 - به زودى خواهد آمد كه دفع السحر به چيزى كه سحر مسلّم باشد جايز است پس دفع السحر به چيزى كه سحر بودن آن مشكوك باشد به طريق اولى جايز است .
قوله : و الّا : بعد سوّم : اگر سحر و جادو ، نه موجب اضرار باشد و نه موجب دفع ضرر ، به عبارت ديگر : نه ضارّ باشد و نه نافع ، باز از باب سحر بودن دليل بر حرمت آن نداريم [ چون شايد اضرار در مفهوم سحر دخيل باشد ] آرى از باب لهو بودن يا شعبده بودن شايد حرام باشد كه اين دو عنوان بعدا بحث خواهد شد .
قوله : نعم : تا به حال فرمودند : در ساير انواع سحر تفصيل در كار است . حال مىفرمايد : دو شاهد داريم مبنى بر اينكه نبايد تفصيل داد بلكه بايد گفت سحر با همهء انواع هشتگانهاش حرام است :
شاهد اوّل : روايت احتجاج طبرسى است كه قبلا از زبان مرحوم مجلسى در بحار آورديم ، و دلالت داشت بر حرمت آنچه كه در آن حديث مطرح بود .
شرح مكاسب (فارسى) — صفحة 108
مساهمون: على محمدى خراسانى
ص١٠٨