تخطي إلى المحتوى الرئيسي

الصحيفة المهدية (صحيفه مهديه) (فارسى) — صفحة 529

مساهمون:

ص٥٢٩
مُحَمَّدٍ ، وَارْزُقْني مِنْ حَيْثُ أَحْتَسِبُ وَمِنْ حَيْثُ لاأَحْتَسِبُ محمّد درود بفرستى ، و از آن جا كه گمان آن را داشتم ، و از آن جا كه فكرش را هم نمىكنم ، رِزْقاً واسِعاً حَلالًا طَيِّباً ، وَأَنْ تُفَرِّجَ عَنِّي كُلَّ غَمٍّ وَهَمٍّ ، وَأَنْ روزى و نصيب فراوان و حلال و پاكيزه‌اى به من برسانى ، و تمام اندوه‌ها و مشكلات و گرفتارىها را از من بر طرف فرمايى ، تُعْطِيَني ما أَرْجُوهُ وَ امُلُهُ ، إِنَّكَ عَلى كُلِّ شَيْءٍ قَديرٌ . « 1 » و آن چه اميد و آرزويش را دارم به من عطا كنى ؛ به راستى تو بر هر چيزى توانايى .

4 - دعاى الحاح از امام صادق عليه السلام به نقل از حضرت بقيّة اللَّه ارواحنا فداه

ابو نعيم انصارى مىگويد : در مكّه ، كنار ركن مستجار بودم و گروهى از طايفهء مقصّره نيز حضور داشتند . محمودى و علّان كلينى و ابو هيثم دينارى و ابو جعفر احول همدانى در ميان آنان بودند و در مجموع حدود سى نفر بودند و جز محمّد بن قاسم علوى عقيقى ، شيعهء مخلصى در بين‌شان نمىشناختم . روز ششم ذيحجّهء سال 293 هجرى بود كه در آن جا بوديم ، ناگهان جوانى كه مشغول طواف بود و با دو پارچه احرام بسته بود و كفش‌هايش را در دست داشت ، به طرف ما آمد كه هيبت و شكوهش ما را گرفت و بىاختيار از جا برخاستيم ؛ همهء ما بدون استثنا از جا برخاستيم و بر او سلام كرديم ؛ آن گاه نشست و به طرف راست و چپ نگريست و فرمود : آيا مىدانيد ، امام صادق عليه السلام در دعاى الحاح ( اصرار ) چه مىگفت ؟ گفتيم : چه مىگفت ؟ فرمود : ايشان چنين مىگفتند :
هامش
( 1 ) . البلد الأمين : 97 ، مصباح المتهجّد : 227 .