تخطي إلى المحتوى الرئيسي

الصحيفة المهدية (صحيفه مهديه) (فارسى) — صفحة 407

مساهمون:

ص٤٠٧

36 - دعاى آن حضرت عجّل اللَّه تعالى فرجه هنگام عبور از وادى السلام

حضرت اميرالمؤمنين صلوات اللَّه عليه مىفرمايد : گويا او ( حضرت بقيّة اللَّه ارواحنا فداه ) را مىبينم كه سوار بر اسبى آراسته كه پيشانى آن از سفيدى مىدرخشد ، از وادى السلام عبور مىكند و به سوى رودخانه سهله مىرود و اين دعا را مىخواند : لا إِلهَ إِلّا اللَّهُ حَقّاً حَقّاً ، لاإِلهَ إِلَّا اللَّهُ إيماناً وَصِدْقاً ، لاإِلهَ إِلَّا اللَّهُ به حقيقت و واقعيّت اعتراف مىكنم كه جز خدا معبودى نيست ؛ ايمان دارم و تصديق مىكنم كه هيچ معبودى جز خدا نيست ؛ از روى بندگى و تَعَبُّداً وَرِقّاً . أَللَّهُمَّ مُعِزَّ كُلِّ مُؤْمِنٍ وَحيدٍ ، وَمُذِلَّ كُلِّ جَبَّارٍ عَنيدٍ ، سلب اختيار از خود در برابر خدا ، عرضه مىدارم كه جز او معبودى نيست . بار الها ؛ اى عزّت‌بخش هر مؤمن غريب و تنها ؛ اى كسى كه أَنْتَ كَنَفي حينَ تُعْيينِي الْمَذاهِبُ ، وَتَضيقُ عَلَيَّ الْأَرْضُ بِما هر ستمگر زورگوى كينه‌توزى را تو خوار مىكنى ؛ تو تنها پناهگاه و حامى من هستى ؛ آن گاه كه راه‌هاى گوناگون مرا به رنج افكند ؛ و زمين رَحُبَتْ . أَللَّهُمَّ خَلَقْتَني وَكُنْتَ غَنِيّاً عَنْ خَلْقي ، وَلَوْلا نَصْرُكَ با اين همه گستره و پهنا ، بر من تنگ آيد . بار الها ؛ تو مرا آفريده‌اى در حالى كه بىنياز از آفرينش من بودى ؛ اگر جز يارىرساندن تو بود ، إِيَّايَ لَكُنْتُ مِنَ الْمَغْلُوبينَ ، يا مُنْشِرَ الرَّحْمَةِ مِنْ مَواضِعِها ، به طور حتم من نيز از شكست‌خوردگان بودم . اى خدايى كه رحمت و مهربانى خويش را از جايگاه‌هاى آن مىپراكنى ؛ وَمُخْرِجَ الْبَرَكاتِ مِنْ مَعادِنِها ، وَيا مَنْ خَصَّ نَفْسَهُ بِشُمُوخِ اى خدايى كه بركت‌ها را از معدن‌هاى آن بيرون مىآورى ؛ اى خدايى كه بلند مرتبگى الرَّفْعَةِ ، فَأَوْلِيآؤُهُ بِعِزِّهِ يَتَعَزَّزُونَ ، يا مَنْ وَضَعَتْ لَهُ الْمُلُوكُ نِيْرَ و والايى را به خويش اختصاص داد ، و بدين سان دوستانش به واسطهء عزّت او عزّت‌مند مىشوند ؛ اى كه تمام پادشاهان ،