من بارها آن دعا را تجربه كردم و هر بار گشايشى سريع در كارم مشاهده كردم تا آن كه آن را براى مدّتى گم كردم و پيوسته تأسّف مىخوردم و از رفتار بد خويش استغفار مىكردم ؛ تا اين كه شخصى نزد من آمد و گفت : اين دعا در فلان جا از تو افتاده است .
البتّه من به خاطر نداشتم كه آنجا رفته باشم ، ولى به هر حال آن را پيدا كردم و برداشتم و سجدهء شكر الهى به جاى آوردم . و دعا اين است :
بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمنِ الرَّحيمِ
به نام خداوند بخشندهء مهربان
رَبِّ أَسْئَلُكَ مَدَداً رُوحانِيّاً تَقْوى بِهِ قُوايَ الْكُلِّيَّةُ وَالْجُزْئِيَّةُ ،
بار پروردگارا ؛ مدد و كمك روحانى از تو درخواست مىكنم كه نيروهاى كلّى و نيز جزئى مرا با آن تقويت و نيرومند گردانى ؛
حَتَّى أَقْهَرَ بِمَبادي نَفْسي كُلَّ نَفْسٍ قاهِرَةٍ ، فَتَنْقَبِضَ لي إِشارَةُ
تا اين كه بتوانم با امكانات خويشتن هر كسى هر چه توانمند باشد شكست بدهم ؛ به گونهاى كه دقيقترين
دَقآئِقِها ، انْقِباضاً تَسْقُطُ بِهِ قُويها ، حَتَّى لايَبْقى فِي الْكَوْنِ ذُو
و حسّاسترين حركتهاى او در اختيارم قرار گيرد و بدين سان نيروهاى او از كار بيفتد . تا جايى كه هيچ موجود داراى
رُوحٍ إِلّا وَنارُ قَهْري قَدْ أَحْرَقَتْ ظُهُورَهُ . يا شَديدُ ، يا شَديدُ ،
روحى در هستى نباشد ، جز آن كه آتشِ قهر من نُمود او را بسوزاند . اى سختگير ؛ اى سختگير ؛
يا ذَا الْبَطْشِ الشَّديدِ ، يا قاهِرُ يا قَهَّارُ ، أَسْئَلُكَ بِما أَوْدَعْتَهُ
اى صاحب سختگيرى شديد ؛ اى داراى سلطه ؛ اى داراى غلبه و چيرگى فراوان ؛ به واسطهء آن
عِزْرآئيلَ مِنْ أَسْمآئِكَ الْقَهْرِيَّةِ ، فَانْفَعَلَتْ لَهُ النُّفُوسُ بِالْقَهْرِ ، أَنْ
نامهاى قهرى كه به عزرائيل سپردهاى و تمام جانها خواه ناخواه تحت تأثير قهر و غلبهء او هستند ، از تو درخواست مىكنم تا در
تُودِعَني هذَا السِّرَّ في هذِهِ السَّاعَةِ ، حَتَّى الَيِّنَ بِهِ كُلَّ صَعْبٍ ،
همين ساعت از زندگانيم آن راز ( كه به عزراييل سپردهاى ) را به من نيز عنايت فرمايى ؛ تا در نتيجه هر سخت دشوارى را نرم كنم ،
وَاذَلِّلَ بِهِ كُلَّ مَنيعٍ ، بِقُوَّتِكَ يا ذَا الْقُوَّةِ الْمَتينِ .
و هر نيرومندى را خوار و در اختيار قرار دهم ؛ به كمك نيرويت ، اى داراى نيروى استوار .
الصحيفة المهدية (صحيفه مهديه) (فارسى) — صفحة 400
مساهمون: سيد مرتضى مجتهدى سيستانى
ص٤٠٠