شخصيّتهاى خودساخته ، كه امر ولايت در جان و دل آنان ريشه دوانده است با تعدادى ديگر از مؤمنان از كنار خانهء خدا قيام نمايند ، و انتقام همهء مظلومين جهان را از همهء ستمگران بگيرند .
اگر در روزِ تاريك سقيفه ياورانى از جان گذشته در كنار وجود مقدّس اوّل مظلوم عالم حضرت اميرالمؤمنين عليه السلام مىبودند ، دشمنان نمىتوانستند خانهء وحى را به آتش كشيده و ريسمان به گردن امير عالم هستى افكنده و چهرهء ماه را كبود كنند . حضرت امير المؤمنين عليه السلام در يكى از خطبههاى خود مىفرمايند :
فنظرت فإذا ليس لي معين إلّاأهل بيتي فضننت بهم عن الموت ، وأغضيت على القذى ، وشربت على الشّجى ، وصبرت على أخذ الكظم ، وعلى أمرّ من طعم العلقم .
چون مخالفين ، خلافت را كه حقّ من بود غصب كردند ، ( در كار خويش ) انديشه كردم ؛ ديدم در آن هنگام به غير از اهل بيت خود ياورى ندارم ، راضى نشدم كه آنها كشته شوند ، و چشمى كه خاشاك در آن رفته بود بر هم نهادم ؛ با اين كه استخوان گلويم را گرفته بود ، جام تلخ را آشاميدم ؛ و خشم خود فرو خوردم و بر چيزهاى تلختر از طعم علقم ( كه گياهى است بسيار تلخ ) شكيبايى نمودم . « 1 »
آرى مظلومترين فرد جهان هستى پس از بيان همهء ستمهائى كه بر او روا شده ، آنگاه كه از فتنههاى آينده ياد مىكند و نام پايان دهندهء همهء ظلمها و ستمهارا به زبان جارى مىسازد مىفرمايد :
آه ، چقدر مشتاقم او را ببينم !
7 - امام باقر عليه السلام مىفرمايند :
اگر در آن زمان باشم جان خود را براى صاحب اين امر نگه مىدارم .
اين كلام از كسى صادر شده است كه شكافندهء همهء علوم و دانشها در سراسر هستى و آگاه از همهء اسرار خلقت مىباشد ، آن كسى كه آينده و آيندگان ، گذشته و
هامش
( 1 ) . نهج البلاغهء فيض الإسلام : خطبهء 26 ص 92 .