به هر حال از نظر مفسران ، محدثان و ديگر دانشمندان وجود بطون براى قرآن امرى مسلّم تلقى شده و هر كدام به اقتضاى بحث درباره آن سخن گفتهاند . « 1 »
معناى بطون قرآن در ديدگاه فريقين
در نصوص روايى اهل سنت بر خلاف روايات شيعه ، شرح و توضيحى درباره « بطن قرآن » از رسول خدا صلّى اللّه عليه و آله و سلّم و يا صحابه به چشم نمىخورد جز يك مورد از ابن عباس كه در ضمن حديثى مىگويد : « . . . ظهر قرآن ، تلاوت آن و بطن قرآن ، تأويل آن است » ، « 2 » آنچه در اين باره است ديدگاههاى دانشمندان آنان در شرح و توضيح احاديث در اين زمينه است كه در آن اختلاف نظر دارند ، برخى از آنان به شرح اجمالى الفاظ اين احاديث اكتفا كردهاند مانند نيشابورى كه مىگويد :
ظاهر قرآن همان است كه دانشمندان مىفهمند و باطن آن معانى است كه بر آنان پوشيده است و ما در اين مورد بنا به دستورى كه به ما رسيده ، علم آن را به خدا وامىگذاريم . « 3 »
جمعى از اهل سنت در اين باره به اختلاف ديدگاهها در اين زمينه پرداختهاند مانند بغوى كه مىگويد :
در معناى حديث : « هر آيهاى ظهر و بطنى دارد » اختلاف شده ، گفته شده . . . مراد از ظهر ، لفظ قرآن و بطن ، تأويل آن است . . . برخى مىگويند : ظاهر به معناى تنزيل است كه بايد به آن ايمان آورد و باطن عمل به مفاد آيه است در اين صورت هر آيهاى ظهرى و بطنى خواهد داشت و گفته شده ظاهر به معناى تلاوت و باطن تدبر فهم قرآن است . « 4 »
هامش
( 1 ) . ر . ك : همان ص 86 ، نويسنده مقاله نام دهها دانشمند را در اين زمينه آورده است و نيز ر . ك :
روششناسى تفسير قرآن ، زير نظر محمود رجبى ، ص 254 .
( 2 ) . به نقل از جلال الدين سيوطى ، الدر المنثور ، ج 2 ، ص 150 .
( 3 ) . غرائب القرآن ، ج 1 ، ص 26 و ابن النقيب به نقل از روح المعانى ، ج 1 ، ص 17
( 4 ) . حسين بغوى ، معالم التنزيل ( تفسير بغوى ) ، ج 1 ، ص 36 ؛ جلال الدين سيوطى ، الاتقان ، ج 2 ، ص 184