معنايشان ، تفسير به رأى نيست و يا لا اقل اين روايات از اين نظر مجملاند ازاينرو در برابر سيره ، استحكامى نخواهند داشت تا آن را از كار بيندازند . به قول شهيد صدر رحمه اللّه كه مىگويد :
در پرتو شناختى كه ما از شرايط و فضاى صدور اين روايات به ويژه واژه « رأى » در آنها ، داريم اين كلمه [ رأى ] بهمنزله اصطلاح و نشانهاى براى برخورد حدسى و استحسانى با قرآن بوده و شامل رأيى كه از ذوق و قريحه عرفى برخيزد نمىشده است . « 1 »
شيخ مرتضى انصارى در ردّ اين تلقى به بررسى معناى روايت نهى از تفسير به رأى پرداخته و مىگويد :
تفسير به رأى به دو معنا بر مىگردد :
1 . حمل لفظ بر خلاف معناى ظاهرى آن و يا حمل آن بر يكى از معانى محتملى كه براى لفظ داده مىشود بدون دليل و تنها به خاطر رجحانى است كه به ذهن كوتاه و انديشه ناچيز شخص ، خطور مىكند و اين معنا براى تفسير به رأى با روايتى كه از امام صادق عليه السّلام رسيده تأييد مىشود آنجا كه حضرت مىفرمايد :
« مردم در متشابهات - قرآن - هلاك شدند چون معنايش را ندانستند و به حقيقتش پى نبردند و تنها از جانب خود تأويلى ساختند و از پرسش از اوصيا احساس بىنيازى كردند . . .
2 . حمل لفظ بر معناى عرفى يا لغوى كه در آغاز به ذهن مىآيد ، بدون تأمل و درنگ در ادله عقلى و يا فحص و بررسى در قرائن نقلى ، مانند آيات ديگرى كه دلالت بر خلاف اين معنا دارد و يا اخبارى كه در مقام بيان مراد آيه است و يا ناسخ و منسوخ آيه را روشن مىكند . . . قرينه براى اين معنا آن است كه نهى در اين اخبار متوجه مخالفانى است كه خود را با كتاب خدا ، از اهل بيت عليهم السّلام ، بىنياز مىديدند و حتّى با كتاب خدا ، ائمّه عليهم السّلام را تخطئه مىكردند . . . . « 2 »
هامش
( 1 ) . دروس فى علم الاصول ، ج 1 ، ص 306
( 2 ) . فرائد الاصول ( الرسائل ) ، ص 35