آنچه كه در اين ميان مهم است بررسى ريشه تاريخ اين نوع توجيهگريهاست پرسش اصلى اين است كه آيا در بين خود صحابه چنين توجيههايى رايج بوده است ؟
ثانيا : رضايت خدا از « و الذين اتبعوهم باحسان » مقيّد و تنها در پيروى از اعمال حسنه « و السابقون » خواهد بود . امّا درباره خود « السابقون » اين قيد نيازى نيست محمد بن كعب القرظى ( از تابعين م / حدود 120 ) نخستين كسى است كه اين قيد را مطرح كرده است . « 1 »
ثالثا : با پذيرش نظريه « تنزيه صحابه » و اثبات رضايت جاودانه خداوند از آنان موجب خواهد شد تا امثال احاديثى كه از پيامبر اكرم صلّى اللّه عليه و آله و سلّم درباره برخى از صحابه نقل كردهاند مانند حديث : « إن اللّه اطلع على اهل بدر فقال : اعملوا ما شئتم فقد غفرت لكم » « 2 » خطاب به اصحاب بدر و نيز بشارت به ده نفر از صحابه كه به آنان عشره مبشره مىگويند : ( خلفاى اربعه ، طلحه ، زبير ، سعد بن ابى وقاص ، سعيد بن زيد ، عبد الرحمن بن عوف و ابو عبيدة عامر بن جراح ) مورد تأييد قرآن قرار گيرد .
رابعا : اهل سنت بر اساس اين نظريه ناچارند آياتى متعدد از قرآن كه صحابه را مورد مذمت قرار داده ( مانند آيات سوره توبه ) و نيز روايات متعدّد و صحيح السند از پيامبر اكرم صلّى اللّه عليه و آله و سلّم را كه درباره ارتداد برخى از صحابه پس از وفات خود خبر مىدهند مانند اين روايات در صحيح بخارى كه مىفرمايد : « أنا فرطكم على الحوض . . . فأقول يا ربّ أصحابى فيقال إنّك لا تدرى ما أحدثوا بعدك انّهم ارتدوا على أدبارهم القهقرى » « 3 » و يا رواياتى كه مىفرمايد : « إنّ من أصحابى من لا يرانى بعدى و لا أراه » « 4 » و نيز مخالفتهاى برخى از صحابه از سپاه اسامه ، نوشتن وصيتنامه و . . . را توجيه كنند « 5 » و إلّا اين روايات نظريه
هامش
( 1 ) . ر . ك : الدر المنثور ، ج 4 ، ص 272 .
( 2 ) . ر . ك : احمد نسائى ، السنن الكبرى ، ج 5 ، ص 113 ؛ احمد ابن حجر ، فتح البارى ، ج 7 ، ص 237 .
( 3 ) . به طور نمونه ر . ك : صحيح بخارى ، كتاب الدعوات ، باب فى الحوض .
( 4 ) . به طور نمونه ر . ك : كنز العمال ، ج 11 ، رقم 31211 ، 31491 ، 30901 ، 30928 .
( 5 ) . درباره بخشى از اين توجيهها ر . ك : عبد الكريم شهرستانى ، الملل و النحل ، ص 29 ؛ نووى ، صحيح مسلم بشرح النووى ، ج 11 ، باب « ترك الوصية لمن ليس له شيء يوصى به » ، ص 90 .