شناخت نقاط اشتراك و افتراق فريقين در تفسير آيه
هيچ روايتى در مصادر شيعى از نزول اين آيه در پى اعتراض عمر به پيامبر اكرم صلّى اللّه عليه و آله و سلّم حكايت نمىكند ، تنها يك قول و روايتى در اينباره در تفسير عياشى و تفسير منسوب به قمى آمده و تنها اعتراض عمر را بيان كرده كه به پيامبر اكرم در موقع عزم بر رفتن بر سر جنازه عبد اللّه بن أبىّ گفته است : « أ ليس قد قال اللّه و لا تصل على أحد منهم مات أبدا و لا تقم على قبره » « 1 » كه اين حكايت از نزول آيه پيش از اعتراض عمر دارد . از مجموع احاديث اهل سنت نيز قدر متيقنى استفاده مىشود و آن عزم پيامبر اكرم براى رفتن بر سر جنازه عبد اللّه بن أبىّ ( بنا به مصالحى كه پيامبر خدا در نظر داشتهاند و در برخى از روايات به آنها نقل شده است ) بوده و عمر پيامبر خدا را از اين كار نهى كرده است . در برخى از احاديث كه در صحيحين و كتابهاى ديگر اهل سنت آمده تصريح دارد به اينكه عمر گفته است :
يا رسول اللّه أ تصلى عليه و قد نهاك اللّه أن تصلى على المنافقين . « 2 »
اين روايات مطابق با روايات شيعى است كه حكايت از نزول آيه پيش از اعتراض عمر مىكند ؛ نه آنكه آيه به پيشنهاد عمر نازل شده است . اگر بر اين قدر متيقن اكتفا نكنيم به اشكالها و محذوراتى متعدد دچار خواهيم شد كه قابل حل نيستند توجيههاى برخى از اهل سنت مانند قرطبى « 3 » و ديگران نيز ، در اينباره راه به جايى نمىبرد . علّامه طباطبايى در بررسى و نقد اين روايات به بخشى از اين محذورات و اشكالها پرداختهاند . « 4 » افزون بر آن در روايات صحيحين ، سنن و مسانيد اهل سنت از « براء بن عازب » چنين نقل شده است :
. . . آخر سورة نزلت تامة براءة . « 5 »
هامش
( 1 ) . ر . ك : علىّ بن ابراهيم قمى ، تفسير [ المنسوب الى ] قمى ، ج 1 ، ص 302 ؛ تفسير العياشى ، ج 2 ، ص 248 ، رقم 96 .
( 2 ) . الدر المنثور ، ج 4 ، ص 258
( 3 ) . ر . ك : الجامع لاحكام القرآن ، ج 8 ، ص 329 .
( 4 ) . ر . ك : الميزان ، ج 9 ، ص 366 ، 367 .
( 5 ) . احمد بن حنبل ، مسند ، رقم 18638 ، محققان مسند به ساير مصادر اشاره كردهاند و نيز ، ر . ك :
الدر المنثور ، ج 4 ، ص 119 .