تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تفسير تطبيقى (فارسى) — صفحة 35

مساهمون:

ص٣٥
خود را به زحمت اندازد يعنى مسح بر انگشتان زخمى واجب نيست در اين صورت دو گونه مىتوان مطلب را توجيه كرد : يكى آنكه مسح به كلى ساقط شود و دوم آنكه مسح باقى باشد لكن بر روى خود انگشت زخمى صورت نپذيرد ( بلكه بر روى پارچه مسح نمايد ) يعنى همان‌كه امام حكم فرمود بنابراين هر چند در نخستين نگاه حكم امام را نمىتوان فهميد ، لكن اگر دقت شود چنين دريافت مىگردد آنچه كه موجب حرج است مسح بر روى خود انگشت است نه اصل مسح ، و قرآن كه مىفرمايد ، حرج واجب نيست تنها در همين بخش است نه اصل مسح كه بر روى پارچه زحمتى ندارد . « 1 » بنابراين ، پيشوايان برخى از احكام را به قرآن ارجاع مىدادند آن هم احكامى كه روشن و بديهى نيست و نيازمند به بررسى و دقت دارد تا حكم واقعى استنباط شود .

د ) روايات جاودانگى قرآن

در اين روايات از حيات قرآن و جريان جاودانه آن سخن به ميان آمده است مانند حديثى از ابو جعفر عليه السّلام كه چنين نقل شده : إن القرآن حي لا يموت و الآية حية لا تموت فلو كانت الآية إذا نزلت في الأقوام ماتوا [ ماتت الآية ] فمات القرآن و لكن هي جارية في الباقين كما جرت في الماضين ؛ قرآن زنده است و مرگ ندارد و آيه زنده است و نمىميرد ، اگر آيه‌اى تنها درباره گروهى نازل شده بود با مرگ آنان قرآن ( و يا آيه ) هم مىمرد ، لكن آيه درباره آيندگان به همان صورت است كه درباره گذشتگان بوده است . « 2 » علىّ بن موسى الرضا عليه السّلام از پدرشان نقل مىكنند كه شخصى از امام صادق عليه السّلام پرسيد : چرا قرآن هر چه نشر مىيابد و مطالعه مىشود طراوتش فزونى مىيابد ، حضرت مىفرمايد : لأنّ اللّه تبارك و تعالى لم يجعله لزمان دون زمان و لا لناس دون ناس فهو في كل زمان جديد و عند كل قوم غضّ إلى يوم القيامة ؛ چون خداوند تبارك و تعالى قرآن را تنها براى زمانى و نسلى خاص قرار نداده قرآن براى هر زمانى نو و براى هر قومى تا
هامش
( 1 ) . الرسائل الجديدة ، ص 47 ( 2 ) . تفسير العياشى ، ج 2 ، ص 203 ، ح 6
تفسير تطبيقى (فارسى) — صفحة 35 | فتح الله المحمدي ( نجارزادگان )