آن ندارد ، پس ضمير عليه به ابو بكر بازمىگردد ، اين كلام نيز به چندين علت پذيرفته نيست چون :
خداوند در همين سوره در قصّه جنگ حنين خبر از نزول سكينه بر پيامبر صلّى اللّه عليه و آله و سلّم مىدهد و مىفرمايد :
فَأَنْزَلَ اللَّهُ سَكِينَتَهُ عَلى رَسُولِهِ وَ عَلَى الْمُؤْمِنِينَ
، « 1 » و اين ادعا كه در جنگ حنين براى پيامبر نوعى تزلزل و اضطراب پديد آمد امّا در جريان غار اين اضطراب نبود ، باطل است چون ؛ اولا : سخنى بىاساس و بدون دليل است ، ثانيا : اصل استدلال را - كه پيامبر همواره از سكينه برخوردار است - مخدوش مىكند . افزون بر آن قرآن كريم در سوره فتح نيز از نزول سكينه بر پيامبر صلّى اللّه عليه و آله و سلّم سخن مىگويد و مىفرمايد :
إِذْ جَعَلَ الَّذِينَ كَفَرُوا فِي قُلُوبِهِمُ الْحَمِيَّةَ حَمِيَّةَ الْجاهِلِيَّةِ فَأَنْزَلَ اللَّهُ سَكِينَتَهُ عَلى رَسُولِهِ وَ عَلَى الْمُؤْمِنِينَ
« 2 » بلكه در صورتى كه ضمير به ابو بكر بازگردد ، تالى فاسد لازم مىآيد ، چرا كه جمله بعد يعنى :
أَيَّدَهُ بِجُنُودٍ لَمْ تَرَوْها
و جمله :
فَأَنْزَلَ اللَّهُ سَكِينَتَهُ عَلَيْهِ
از سياق واحدى برخوردارند و ضمير در آنها به يك نفر بازمىگردد . بنابراين لازم مىآيد ضمير
أَيَّدَهُ
نيز به ابو بكر بازگردد در حالى كه ضمير أيّده مسلما به پيامبر راجع است » . « 3 »
امّا نقل اين استدلال - همراهى دائمى سكينه با پيامبر - از ابن عباس ، افزون بر آنكه در مصادر معتبر سنى نقل نشده اشكالات پيشين بر آن وارد است و آن را از حجيّت و اعتبار ساقط مىكند .
نقد شيعه بر استناد اهل سنت به روايات و شواهد تاريخى عبارت است از :
الف ) انتخاب ابو بكر براى همراهى : در اين باره دليلى متقن بر انتخاب ابو بكر براى همراهى توسط پيامبر خدا صلّى اللّه عليه و آله و سلّم در دست نيست . كلمات سيرهپردازان و تاريخنگاران در اين باره مضطرب و متفاوت است ، برخى خروج پيامبر صلّى اللّه عليه و آله و سلّم را از خانه ابو بكر و به همراه او گزارش نمودهاند ، امّا برخى ديگر جريان را اين گونه بازگو كردهاند :
پس از خارج شدن پيامبر صلّى اللّه عليه و آله و سلّم از خانه ، ابو بكر به خانه پيامبر صلّى اللّه عليه و آله و سلّم آمد پس على عليه السّلام
هامش
( 1 ) . فتح ، 26
( 2 ) . همان
( 3 ) . الميزان ، ج 9 ، ص 279 - 281