نكنى كل رسالت را انجام ندادهاى » و از سوى ديگر ضمانت مىكند و مىفرمايد :
« خداوند تو را از مردم حفظ خواهد كرد » اعلان دوستى و ياورى امام على نيازى به تضمين خداوند براى حفظ پيامبر از مردم ندارد همان گونه كه عدم اعلان دوستى ايشان از سوى پيامبر خدا صلّى اللّه عليه و آله و سلّم منجر به خلل در كل رسالت نخواهد شد .
ب ) دلنگرانى پيامبر صلّى اللّه عليه و آله و سلّم و ترس از تكذيب
دلنگرانى پيامبر خدا و ترس از تكذيب و طعنه مردم در تبليغ اين امر ، كه پيش از اين ادلّه آن را ملاحظه كرديد ، با مسئله اعلان دوستى و ياورى تناسب ندارد چگونه ممكن است حضرت از اينكه اعلان كند امام على ياور مؤمنان و محبوب آنان است و همان گونه كه مؤمنان ، پيامبر صلّى اللّه عليه و آله و سلّم و يكديگر را دوست مىدارند امام على را نيز دوست بدارند ، موجب دلنگرانى و ترس از تكذيب شود و مردم در اين باره طعنه زنند ؟ !
ج ) پيوند جريان غدير با داستان بريده أسلمى
طبق نقل برخى از اهل سنت حادثه غدير در پى داستان بريده أسلمى است . وى در سفر به يمن كه همراه امام على بوده از ايشان به گمان خود جفايى مىبيند و پس از بازگشت نزد رسول خدا صلّى اللّه عليه و آله و سلّم از امام على شكوه مىكند حضرت ضمن آنكه شكوه او را بىاساس مىشمرد ، به وى مىفرمايد :
يا بريده ! من كنت مولاه فعلي مولاه ، اى بريده هركس من مولاى اويم على نيز مولاى اوست . « 1 »
اين داستان با نزول آيه تبليغ و اعلان ولايت به معناى رهبرى در روز غدير منافاتى ندارد و دليلى بر اين نيست كه حادثه غدير و نزول آيه را با اين داستان پيوند دهيم ، با اين حال در متن برخى از گزارشهايى كه داستان بريده را آورده كلمه « ولىّ » به كار رفته كه به معناى پيشوايى و زعامت است ، بريده مىگويد ؛ پيامبر به من فرمود :
هامش
( 1 ) . خصائص ، ص 118 ، ح 80 ؛ مستدرك ، ج 3 ، ص 110 ؛ ابن أبى الحديد درباره اين حديث مىگويد :
« و رواه اكثر المحدثين » ر . ك : شرح نهج البلاغة ، ج 9 ، ص 171 .