اولا : آيه مذكور به اتفاق فريقين در اوايل بعثت در مكه نازل نشده است ، و تكرار نزول نيز همان محذور قبلى را خواهد داشت .
ثانيا : اين حديث كه خبر واحد است مخالف با تمام احاديثى است كه در آنها حضرت دستور مىدهند ، نگهبانان به خاطر وعده و تضمين خداوند بر حفظ ايشان ، بروند ولى در اين روايت بر حافظ و نگهبانى عباس تأكيد مىورزد .
ثالثا : اگر بر فرض عباس ، حضرت را از دست مشركان نجات داده باشد دليل به ايمان وى به اسلام نيست وى در اوايل بعثت به پيامبر ايمان نياورده و در جنگ بدر در صف مشركان بوده است . « 1 »
دسته ديگرى از اين روايات به مورد نزول آيه اشاره دارد ، اين روايات تنها از دو نفر صحابى يعنى جابر بن عبد اللّه و ابو هريره نقل شده است .
ابن ابى حاتم به نقل از جابر بن عبد اللّه انصارى مىگويد :
در جنگ پيامبر خدا با بنى أنمار ، حضرت بر سر چاهى نشستند پس مردى بنام « وارث » يا « غورث بن الحارث » از بنى نجار قصد كشتن حضرت را كرد . . . وى نزد پيامبر آمد و گفت شمشيرت را بده تا بو كنم پس حضرت آن را به وى دادند آنگاه دستش لرزيد و شمشير افتاد و حضرت به او فرمود خداوند بين تو و آنچه مىخواستى انجام دهى ، مانع شد آنگاه اين آيه نازل شد
يا أَيُّهَا الرَّسُولُ بَلِّغْ ما أُنْزِلَ إِلَيْكَ . . .
. « 2 »
اين داستان را به اين شكل تنها ابن ابى حاتم نقل كرده است ، ازاينرو ابن كثير در تحليل اين ماجرا مىگويد : « حديث جابر بدين صورت غريب مىنمايد » . « 3 »
ابن حبان و ابن مردويه به نقل از ابو هريره همين داستان را به صورتى ديگر نقل كردهاند ، در اين نقل ابو هريره مىگويد :
هامش
( 1 ) . ر . ك : احمد ابن حجر ، الاصابة ، ج 3 ، ص 631 ، رقم 4510 .
( 2 ) . ابن ابى حاتم رازى ، تفسير القرآن العظيم ، ج 4 ، ص 1173 ، ح 6614 ، گفته شد اين جنگ ، جنگ ذات الرقاع بوده كه در سال چهارم هجرى اتفاق افتاده است .
( 3 ) . اسماعيل ابن كثير ، تفسير القرآن العظيم ، ج 2 ، ص 79