بر اساس اين دستور من را در غدير خم نصب كرد و فرمود : خداوند من را براى ابلاغ پيامى مأموريت داد كه از آن دلتنگ شدم و گمان بردم مردم من را تكذيب مىكنند پس خداوند ، تهديدم كرد كه يا آن پيام را برسانم و يا من را عذاب خواهد كرد ازاينرو رسول خدا صلّى اللّه عليه و آله و سلّم به من فرمود : برخيز يا على و ولايت من را در غدير خم اعلان كرد . . . . « 1 »
ابن طاووس نيز به نقل از كتاب تفسير ابو العباس بن عقده ( كه هم اكنون مفقود است ) مضمون همين حديث را آورده و مىگويد :
وى با سندهاى متعدد آن را نقل كرده است . « 2 »
به زودى نصوص و اخبار متعدّد ديگرى در تأييد اين مطلب در بحث « استناد به روايات فريقين » خواهد آمد .
خداوند در چنين فضايى كه بيم و نگرانى از ناحيه رسول خدا صلّى اللّه عليه و آله و سلّم ، كاملا قابل درك است به پيامبرش به طور اكيد امر مىكند بدون هيچ ترس آن مأموريت را به انجام رساند و ولايت امام على را ابلاغ كند و به ايشان وعده داده مىفرمايد :
. . . إِنَّ اللَّهَ لا يَهْدِي الْقَوْمَ الْكافِرِينَ
؛ « خداوند گروه كافران را هدايت نمىكند » خداوند مخالفانى كه درصدد كفر ورزيدن به اين دستور برآيند و به كارشكنى و مخالفت و شايعهسازى براى تكذيب اين پيام همّت گمارند ، هدايت نمىكند يعنى توطئه آنان را به ثمر نمىرساند .
4 . تحليل خوف رسول خدا درباره ابلاغ مأموريت
هر چند رسول خدا صلّى اللّه عليه و آله و سلّم از ابلاغ اين مأموريت خوف داشته و دلنگران بودند ليكن هرگز اين خوف بخاطر جان خودشان نبود و تضمين الهى در اين آيه كه مىفرمايد :
وَ اللَّهُ يَعْصِمُكَ مِنَ النَّاسِ
؛ « خداوند تو را از گزند مردم حفظ مىكند » ضمانت براى حفظ جان حضرت نيست . بلكه اين تضمينى است براى برداشتن خوف پيامبر از تكذيب مردم و دسيسههاى فتنهگران كه ممكن بود اثر كند و به انكار اصل رسالت
هامش
( 1 ) . الولاية ، ص 198 ، 199 ، ح 31 ، و به همين مضمون : ص 253 ، 254 ، ح 95
( 2 ) . سعد السعود ، ص 144 ، 145