تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تفسير تطبيقى (فارسى) — صفحة 140

مساهمون:

ص١٤٠
بيت و ردّ اتهام كسانى است كه شيعه را متأثر از معتزله مىدانند . « 1 » حجّيّت عقل به اين معنا اختصاص به شيعه و معتزله دارد . البته با تفاوتهايى كه هر كدام از تلقى از عقل به اين معنا دارند . نكته‌اى كه در پايان لازم به ذكر مىنمايد ، نگاهى كوتاه به كاربرد ديگر عقل در درك صحت و سقم روايات تفسيرى است ، از نظر شيعه اگر روايات تفسيرى در تعارض با عقل برهانى قرار گيرند ساقطند ، جز آنكه تأويلى درست يابند . البته شيعه بر اين باور است آنچه از ائمّه اهل بيت نقل مىشود و به اثبات مىرسد هرگز مشتمل بر مطالبى خلاف عقل برهانى نخواهد بود چون آنچه از معصوم صادر شده عين حق و حقيقت است ( هر چند به گفته بزرگان موارد معارض با عقل برهانى در اخبارى كه از مفسرانى همچون قتاده ، عكرمه و . . . رسيده ، مشهود مىباشد « 2 » ) معصومان ( همان گونه كه در بحث حجّيّت سنت پيامبر و اهل بيت ملاحظه كرديد ) معادن علم و حكمتند و سرسلسله روايات خويش را به مخزن نامتناهى علم الهى مربوط ساخته‌اند ، كلماتشان تفسير قرآن و برخاسته از وحى است ازاين‌رو قطعا سخنشان با عقل برهانى سازگار است البته اين به معناى درك همگانى از كلمات آنان نيست لذا نبايد به محض مواجهه
هامش
جلاله عن خلقه ) ، ص 119 ؛ بحار الانوار ، ج 3 ، ص 318 ، ص 334 ، ح 45 و ج 4 ، ص 4 ، ح 6 ، ص 5 ، ح 8 ، ص 64 ، ح 5 و . . . ( 1 ) . جالب است ذهبى ، امالى سيد مرتضى را در رديف تفاسير معتزله و آن را تفسير به رأى مذموم يا تفسير الفرق المبتدعه مىنامد ، ر . ك : التفسير و المفسرون ، ج 1 ، ص 363 در حالى كه سيد مرتضى در همان كتاب امالى مىنويسد : « اعلم ان اصول التوحيد و العدل مأخوذة من كلام امير المؤمنين صلوات اللّه عليهم - و خطبه فإنّه تتضمن من ذلك ما لا زيادة عليه و لا غاية وراءه و من تأمل المأثور في ذلك من كلامه علم أن جميع ما أسهب المتكلمون من بعد في تصنيفه و جمعه إنّما هو تفصيل لتلك الجمل و شرح لتلك الاصول و روى عن الائمة من ابنائه عليهم السّلام من ذلك ما يكاد لا يحاط به كثرة . . . و نحن نقدم على ما نريد ذكره شيئا ممّا روى عنهم في هذا الباب » ( سيد مرتضى علم الهدى ، امالى ، ج 1 ، ص 148 ) سپس رواياتى متعدد در اين زمينه ذكر مىكند . ( 2 ) . ر . ك : الميزان ، ج 3 ، ص 185 ايشان در جاى ديگرى پس از ذكر سه حديث از مصادر اهل سنت كه دلالت بر تشبيه دارند مىگويد : « اين روايات مبنى بر توهم تشبيه درباره خداست و مخالف با براهين عقلى و نص كتاب عزيز است ازاين‌رو يا ساقطند و يا بايد تأويل شوند » همان ، ج 19 ، 390 .